تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
3كثرت در مقابل قلّت است؛ كثرت یعنی زیادی، قلّت یعنی كمی. خود قلّت و كثرت فیحدّنفسه مطلبی نیست. مسلّم است كه یك كیلو از یك متاع با سه كیلو تفاوت میكند، سه كیلو نسبت به یك كیلو كثرت دارد. دو نفر با ده نفر فرقمیكنند دو نفر بالنسبه به كثرت قلّت دارد و ده نفر نسبت به دو كثرت دارد. یك میلیون بالنسبه به صد هزار نفر كثرت دارد، پنجاه میلیون نسبت به ده میلیون كثرت دارد و او نسبت به او قلّت دارد. این قلّت و كثرت یك امر عادی است، یك امر منطقی است، یك امر ریاضی است، در هر چیزی قلّتی است و كثرتی و این قلّت و كثرت در همه امور وجود دارد. و این برای خود شیء و برای خود او هم مطلبی نیست. كم بودن و زیاد بودن مسئله مهمی نیست؛ نه موجب افتخار است و نه موجب تنقیص، هیچكدام. حُسنی بر كثرت و یا بر قلّت مترتّب نیست، هیچ. امّا تكاثر یعنی فزون طلبی، كثرت طلبی، زیاده طلبی.
بنابراین آنچه امام صادق علیه السّلام در این عبارت شریف میفرمایند مسئله فخر و كثرت نیست، مسئله اظهار فخر و اظهار كثرت و دنبال زیاده بودن است. امام علیه السّلام این را به او توجه و تذكر دادند كه انسان اگر این سه مطلب در او محقق شود اظهار فخر نمیكند و فزون طلبی را پیشه خود نمیسازد:
یكی اینكه تدبیر امور خود را واقعاً به خداوند بزرگ بسپارد، نه اینكه خودش را گول بزند؛ به ظاهر بگوید میسپارم ولی در واقع چنان دودستی گرفته كه به خود خدا هم بیاید پس نمیدهد چه به ملائكه و افراد دیگر، واقعاً تدبیر امور را به خدا واگذارد.
دوم آنچه را كه خداوند در ملكیت اعتباری او در آورده است چون ملكیت حقیقی كه اختصاص به ذات پروردگار دارد؛ امروز میدهد و فردا میگیرد و شوخی هم برنمیدارد و هیچ تقاضا و التماس هم سرش نمیشود. یك پروندهای برای هر كسی درست میكند و در آن پرونده یك سری مسائل را قرار میدهد امروز این فردا این، این مقدار گیرش بیاید، این مقدار از دستش برود، این مقدار برسد و وقتی امد و اجل آن پرونده تمام شد حتی یك ثانیه مهلت نمیدهد، یك ثانیه مهلت نمیدهد هیچ فایدهای هم ندارد، پس این ملكیت اعتباری است انسان ملكیت را از آن خدا بداند.

