تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیه السّلام پس از فقره فَإذَا أكرَمَ اللَه العَبدَ بِهَذِهِ الثّلَاثَةِ هَانَ عَلَیهِ الدُّنیا و إبلیسُ و الخَلقُ میفرمایند: وَلَایطلُبُ الدُّنیا تَفَاخُرًا و لَا تَكاثرًا؛ دنیا را برای تفاخر و تكاثر نمیطلبد.
یك مسئلهای است به نام فخر و یك مطلبی است به نام تفاخر. یك مطلبی است به نام كثرت و یك مطلبی است به اسم تكاثر. فخر یعنی مایه مباهات؛ هر چیزی كه موجب مباهات و برتری بشود آن فخر است. علم و معرفت برای انسان فخر است، عطوفت و رحمت و نوع دوستی، مهارت و تخصص برای انسان فخر است. اموری كه از نقطه نظر ارزش كمالی برای یك شخص مایه مباهات است. امّا آیا ثروت مایه مباهات و فخر است؟ نخیر، مایه مباهات نیست. شخصیت مایه مباهات است؟ نخیر. انتساب به یك بزرگ و یك شخصّیت اجتماعی مایه مباهات است؟ نخیر، مایه مباهات نیست. ریاست مایه مباهات است؟ ابدا، موقعیت اجتماعی مایه مباهات است؟ خیر. پس فخر یعنی امری كه خودش فیحدّنفسه برای یك فرد موجب مباهات است و باید دارای ارزش كمالی و ارزش انسانی باشد.
تفاخر یعنی به دیگران فخرفروختن، اظهار كردن این مایه مباهات. فرض كنیم یك شخصی علم دارد، این علم فیحدّنفسه یعنی در درون خودش برای خودش مایه مباهات است. وقتی یك شخصی نسبت به یك مسئله اطّلاع دارد با دیگران تفاوت میكند اینكه قابل انكار نیست. پس وجود یك همچنین حقیقتی در نفس انسان مایه مباهات است، اما انسان بیاید این را به دیگران اظهار كند این میشود تفاخر.
جود و سخاوت و بخشش فیحدّنفسه مایه مباهات است؛ اگر شخصی شخص جوادی است، سخی است، اهل انفاق و ایثار است، خیلی كار پسندیدهای است. وجود نازله صفت پروردگار و مظهر صفت جود و سخاوت و اعطاء پروردگار است و خیلی هم ممدوح و پسندیده است. این صفت در همه شرایع به عنوان یك صفت كمالی برای فرد محسوب میشود. حالا انسان بیاید این را به دیگران اظهار كند؛ مثلًا بگوید من دیروز اینقدر پول دادم، اینقدر به فقیر كمك كردم، به فلان شخص این مبلغ دادم، در فلانجا فلان كار را انجام دادم. بخواهد اظهار بكند این میشود تفاخر.

