خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
8ایشان راجع به اینكه بدون تلاش و كوشش انسان به جایی نمیرسد، این دو خط را آورد در كنار ما قرار داد، خود شاگرد ممتاز ایشان هم بود به قول خودشان میگفتند: اوّل شاگرد من ایشان است و خیلی هم از ایشان تجلیل میكرد، خیلی احترام میكرد گفت كه آقا شما بین این دو خط چه تفاوتی میبینید؟ من هرچه در عبارات و كلمات این دو خط تأمّل كردم هیچ فرقی ندیدم، عین هم نوشته شده بود انگار عكسبرداری شده بود. این از روی او عكسبرداری شده بود. ولی آن خطّی را كه خود مرحوم میرخانی آن خط را نشان داده بود یك ملاحت دیگری داشت كه انسان نمیتوانست توصیف كند ولی میتوانست احساس كند. گفتم: من فرقی نمیبینم ولی خط شما یك ملاحت دیگری دارد. گفت: احسنت این را من میخواستم به شما بگویم. میدانید این خط اگر بخواهد به این خط برسد چقدر كار دارد؟ جلوی شاگردش گفتها گفت: سی سال دیگر زحمت دارد تا این بشود این. اینقدر مسئله دقیق است و اینقدر مسئله حساس است.
خودش میگفت: اساتید خط زیاد هستند ولی فرض كنید كه این استاد دوتا ممتاز داده بیرون، این استاد سه تا ممتاز داده ... میگفت: من نود ممتاز تابهحال اخراج كردم از پیش خودم. نود ممتاز، یعنی استاد اخراج كردم. گفت میدانی چرا؟ بهخاطر اینكه من همراه با شاگرد، خودم راه میآیم و خودم حركت میكنم. و وقتی كه او میآید آن كیفیت نقص و آن عللی كه موجب شده است این خط به این شكل دربیاید آن علل را به او تذكر میدهم. فردا كه میآید میبینم این علل را برطرف كرده، این نقائص را برطرف كرده. دوباره پس فردا یك مقدار خط را مشكلتر میكنم. آن یك اشكالات دیگری پیدا میكند من دوباره رد میكنم. همینطور هی مشكل میكنم، مشكل میكنم تا آن حدّی كه دیگر بتواند برای او ملكه بشود و به مرتبه اجتهاد در خط برسد. بدون تذكر نقاط ضعف این مسئله انجام نمیشود.

