در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است

14248
عنوان بصری
نسخه عربی

خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است

7
  • یكی از اساتید خط گذشته مرحوم سید حسین میرخانی را خدا رحمت كند، ما یك زمانی خدمت ایشان در دارالكتابه‌ای كه پایین‌تر از مسجد مرحوم آقا در خیابان سعدی داشت می‌رفتیم. هفته‌ای دو یا سه روز می‌رفتیم و خط یاد می‌گرفتیم و ایشان هم خیلی به ما محبت می‌كرد و خیلی تشویق و ترغیب می‌كرد بر اینكه به این فنّ ادامه بدهیم. ما هم خوشمان می‌آمد. افراد دیگر هم پیش ایشان می‌آمدند. همین اساتید خط فعلی هم می‌آمدند با ایشان صحبت می‌كردند. جالب اینجاست كه نقاط ضعف آنها را با اینكه استاد خط بودندها الآن جزء درجه یك‌های اینجا هستند وقتی خط را می‌نوشتند بعد از بیست سال، بیست و پنج سال می‌آمد و نشان می‌داد. می‌گفت شما كه الآن دارید سر «ضاد» یا «ی» را برمی‌گردانید می‌دانید چرا این‌طور شده؟ چون قلم را به این نحو گرفتید كه «ی» به این شكل درآمده؛ باید كیفیت را كج كنید، سر قلم را كج كنید تعبیر ایشان این بود حتی به اندازه یك دهم میلیمتر وقتی قلم كج بشود این نقصان در این كلمه ظاهر می‌شود. ببینید بیست و پنج سال است پیشش درس خوانده و تعلیم خط گرفته.

  • بسیار جالب بود برای ما؛ یك روز یكی از همان بهترین شاگردان ایشان كه فعلًا شاید اوّل خطّاط ایران باشد و بسیار فرد معروفی است در آنجا آمده بود. یك عبارتی خود مرحوم میرخانی نوشته بود در همان دارالكتابه: «در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست» این خط ایشان بود و [شاگرد] ایشان هم یكی مانند او نوشته بود به همان قطر و به همان كیفیت، آن هم در كنارش بود. برای توضیح این مسئله كه در هر امری احتیاج به كار و تلاش است. برای ما صحبت می‌كرد ما را نصیحت می‌كرد، خلاصه مجلسی كه فرض كنید كه باید به نیم ساعت می‌گذشت گاهی اوقات سه ساعت، سه ساعت و نیم طول می‌كشید. هر دفعه هم ما می‌رفتیم منزل با اعتراض و دعوای مرحوم آقا روبرو می‌شدیم. یك ساعت است شما رفتید نیامدید؟ می‌گفتیم آخر بابا تقصیر ما نیست، ایشان ما را به حرف می‌گیرد، صحبت می‌كند دیگران می‌آیند. ما را ول نمی‌كرد هی می‌گفتیم آقا یك خط تعلیم بده برویم، ما چه هستیم. می‌گفت: نه! حالا بنشینید شما فایده می‌برید. دوباره همین بساط بود. گاهی اوقات چهار ساعت طول می‌كشید. هشت می‌رفتیم ساعت دوازده می‌آمدیم منزل. نكاتی هم یاد می‌گرفتیم خدا رحمتش كند خیلی برای ما آموزنده بود صرف نظر از همان مسائل خاصّ و حرفه‌ای، برای خود ما نكاتی داشت. اینها تجربه‌هایی دارند دیگر، عمری از ایشان گذشته بود و انسان باید از تجربه‌های همه استفاده كند.