استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
9تمام خزانه مملكت و تمام اوضاع و احوال همه دست این ملوك بود: طلاها و جواهرات و این مسائل. میرفتند یك معماری را صدا میكردند و بعد میگفتند باید یك خزینهای بیرون از شهر در یك جایی برای ما درست كنی كه این جواهرات را ما در آنجا قرار بدهیم و بهعنوان دفینه كه كسی هم از آن مطّلع نباشد. آن بختبرگشته هم میآمد و گول عنایت و وعدههای پوچ این سلطان را میخورد به اتفاق بنّا و خدمه و اكرِه1 و اینها میرفتند یك جایی را درست میكردند و وقتیكه كاملًا این انجام میشد ایشان میفرمودند كه: خیلی مخفیانه در نصف شب تمام خزینه را منتقل میكردند به آنجا و بعد هم مهر و موم میكردند. و این معمار بیچاره و تمام [آنها] را میآوردند در آن قصر و بعد هم ترتیب همه داده میشد.
این سرّ است و كسی هم نباید از آن خبر داشته باشد اگر حالا فردا این معمار آمد رفت به زنش گفت، یا آنها رفتند به بقیه گفتند، هیچی تمام این زحمات همه هدر میرود. آن بیچارهها نمیدانستند در پس این عنایت ملوكانه چه پیازداغ و چه مسائل و چه روغنی قرار گرفته! گول میخوردند و بعد هم سرشان را به باد میدادند و لذا از این قضیه هیچكس در دنیا خبر نداشت مگر فقط همین پادشاه، فقط این میدانست كه الآن در كجا چه سرّی نهفته است كسی خبر از این مطلب نداشت.
الآن هم همین كار را میكنند دیگر! الآن در دنیا اگر میخواهند یك مطلبی را انجام بدهند یك شخصی را اعدام كنند كه كسی نفهمد، میروند او را اعدامش میكنند بعد خود قاتل را هم اعدام میكنند، بعد آنكه این را كشته اینطوری كه ما شنیدیم. نمیدانیم همینطور است؟ قاعدتاً باید همینطور باشد تا اینكه دیگر بهطور كلی هیچ اثر و ردّ پایی از این وجود نداشته باشد. اینها هم همین كار را انجام میدادند.
- كارگران.

