استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
6قابلیتهای وجودی در اشیاء خارجی متفاوت است یك شیء جماد است، یك شیء نبات است؛ یعنی همان جمادیت را دارد به اضافه رشد و تكثّر و تولید مثل. یك شیء دیگر را شما میبینید اینها حیوان است همان خصوصیات را دارد و اضافه و همینطور تا به یك مرتبهای میرسد كه ملائكه هستند و در آن مرتبه عقل تام حاكم است و صلاح تام و حُسن تام در همان مرتبه كه در آن مرتبه استعداد وجود ندارد بلكه فعلیت فعلیت محض است كه آن عالم عالم ملائكه هست. از عالم ملائكه بالاتر خدای متعال موجودی را خلق كرده است كه آن موجود مرتبهاش مرتبهای است بالاتر و فعلیت او عین فعلیت خود ذات پروردگار است؛ یعنی وجودی را كه خدای متعال قالببندی كرده است وجود خود را به صورت محدود با تمام صفات و با تمام شرایط و با تمام خصوصیات ذات خلق كرده است.
پس بنابراین این وجود كه همان وجود نازله پروردگار هست به اسم انسان در این عالم تحقق پیدا میكند. این وجود، وجود انسان است. روحی كه از این وجود تراوش كرده است و از ذات پروردگار تنازل پیدا كرده و در كالبدی به اسم جسم استقرار یافته است. البته این مجازاً است در این كالبد، كالبد در تحت تسخیر روح است، نه اینكه روح ... چون مجرّد نمیتواند ظرف ماده بپذیرد. این ظرف كه ماده است در تحت تسخیر روح و در تحت تسخیر نفس است تسخیر بالفعل، تسخیر بالفاعلی و این نفس نفس قابل است، بدن بدن قابل میشود. این روحی كه از ناحیه پروردگار آمده است، در اینجا این روح به عنوان یك موجود مجمل كه میخواهد آثار پروردگار را در خارج به نحو كلّی بروز و ظهور بدهد، این موجود مجمل برای رسیدن به این مرتبه فعلیت باید یك دوری را بگذراند، باید یك سیكلی را طی كند، باید یك راهی را برود كه خود را از آن مرتبه اجمال كه مرتبه ذات است و آن مرتبه مرتبه هوهویت است و در آن مرتبه نه اشارهای میتوان كرد و نه میتوان از او سخنی گفت و نه میشود نسبت به آن مرتبه تفكر كرد و فكر انسان نسبت به آن مرتبه از این نقطه نظر الكن است كه خودِ فكر یك پدیده مادون ذات است؛ چگونه ممكن است پدیده مادون ذات پروردگار بتواند به كنه ذات پروردگار احاطه علمی و اشراف علمی پیدا بكند؟! بناءً علی هذا میتواند تصوراتی و مبهماتی از آن مرتبه داشته باشد.

