استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
4یك فردی را میخواهد برای مجلس دعوت كند، مجلسی است مجلس ترحیم است، مجلس طلب مغفرت است. مجلس بزرگداشت یكوقت نگوییدها، بزرگداشت چرند و پرند است! مجالس یعنی مجالس ترحیم، طلب مغفرت، طلب رحمت. بزرگداشت یعنی بزرگ كردن، باد كردن! بادكنك دیدید؟ هان! وقتی در آن فوت میكنید چه میشود؟ اینقدر. باز هم فوت میكنید میآید بزرگتر میشود، هی فوت میكنید تا یك حدّی كه میشود اینقدر و بعد یكمرتبه میتركد. خیلی بزرگداشت باشد تركیدن در آن استها قضیه را مواظب باشید. بزرگداشت یعنی باد كردن، خیلی صریح. مرحوم آقا یك مرتبه بزرگداشت نگفتند، ترحیم، اسم به این قشنگی. مجلس طلب مغفرت، مجلس ترحیم، طلب رحمت. ببین این بیچاره الآن در قبر با چه مسائلی طرف است بهجای اینكه به فكر خودت باشی به فكر آن باش. میخواهی خودت را بزرگ كنی او كه رفت، او كه رفت زیر خاك. صدایش هم دیگر در نمیآید. پس بزرگداشت بزرگداشت خودت است نه بزرگداشت او!
در این مجلس بزرگداشت میگویند منبری بیاید چه منبریای؟ منبریای كه هی بیاید باد كند، هی فوت كند به این بادكنك، هی بیاید القاب بگذارد. او در قبر دارد هی بدنش میلرزد، آن بالای منبر دارد این را هی میبرد بالا، میگوید بابا من اینقدر هم بالا نیستم كه تو داری من را بالا میبری من اینجا هشتم در گروی هیجدهام است، دارم یكی یكی حساب پس میدهم. آن آقا هی فوت میكند، هی باد میكند، هی از یال و كوپال و این طناب و از این آهنها و از اینها میگوید، اگر اهل اینها باشد! اگر هم اهل ما باشد دیگر از سایر مسائل و بله، چیزهای خیلی خوشایند و جاذب! ایشان اینطور بودند، ایشان آنطور بودند، ایشان چه بودند. دو كلمه آمدی بگویی كه ایشان چقدر نمازشب خواند؟ در كارهایش چقدر اخلاص داشت؟ چقدر به فقرا كمك میكرد، چقدر در مسائلش خدا را در نظر داشت؟ در طول عمرش چقدر به روایت عنوان بصری عمل كرد؟ از این حرفها ما میشنویم؟ نه، فقط باد، بزرگداشت، هان! بزرگداشت یعنی این.

