فلسفه و حكمت هبوط حضرت آدم علیه السلام به عالم دنیا
8خداوند میفرماید كه يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ شیطان شما را به فتنه نیندازد كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ همانطوری كه پدر و مادر شما را، حضرت آدم و حضرت حوّا را آمد از بهشت خارج كرد، از بهشت آمد بیرون كرد. خوب حضرتآدم و حضرت حوّا چگونه از بهشت خارج شدند؟ چطور شد كه از بهشت خارج شدند؟ شیطان آمد چه كرد؟ آمد وسوسه كرد، آمد برای آنها زینت داد، آمد در قبالاوامر و نواهی الهی مطلب دیگری را قرار داد در كنارش، چون خداوند به حضرت آدم و حوّا گفته بود ... وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ ... البقرة، ٣٥ از این شجره نخورید، از هر درختی میخواهید بخورید و خیلی عجیب است انسان اینطوری است، به همانی چیزی رو میآورد كه از آن او را نهی میكنند.
اگر بگویند آقا این فرض كنید كه صدهكتار زمین همهاش باغ است، همهاش میوه است، همهاش استخر است، برو هر كاری میخواهی بكن، هر تمتّعی، میوهای ...، امّا به این دهمتر، كاری نداشته باش، حالا فرض كنید این ده متر درخت است، چه هست، آدم اوّل میرود سراغ این ده متر! یعنی همانی كه از آن نهی شده، صد هكتار را میگذارد كنار، بلند میشود میرود سراغ ده متر، و این كه میگویم خدمتتان این واقعیت است، اگر ما بدانیم كه خدای متعال چه نتیجهای بر انجامتكالیف برای ما قرار داده و ما را به چه نتایجی میرساند و به چه آثاری ما متحقّق خواهیم شد و به چه فعلیتهایی خواهیم رسید و این استعداد را به چه فعلیتی میرسانیم در اثر اطاعت و در اثر عمل به تكلیف و در اثر پیمودن راه خدا، آنوقت خواهیم دید كه نسبتِ بین آن آثار و نسبت بین این لذائذ دنیوی و شهوانی و واردشدنِ در جاذبههای عالم دنیا، نسبت مانند نسبتِ بهاضافهِ بینهایت تا مِنهای بینهایت است، نه نسبت، نسبت صد هكتار و ده جریب، یك عدد جبری به اضافه بینهایت، این طرف، نه این طرف صفر، مِنهای بینهایت. اینكه من خدمتتان عرض میكنم مبالغه نیست، وقتی كه انسان بداند و متوجّه بشود كه خدایمتعال چه نصیب اولیاء او كرده است، آنوقت به این عرض بنده پیخواهدبرد، آنوقت كلام امام عسگری علیهالسّلام لو عَقَلَ أهلُ الدُّنیا لَخَرَبَت الدُّنیا آن مفهوم خودش را پیدا خواهد كرد، كه اگر مردم همه، عاقل بخواهند زندگی كنند و عاقل باشند دیگر دنیایی وجود ندارد، دیگر جاذبههایی وجود ندارد.

