حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
9حضرت میفرمایند وقتیكه انسان این سه عمل را انجام داد خداوند دنیا را در نزد او پست میكند، دیگر دنیا بیارزش میشود. هر كسی میتواند خود را محك بزند و ببیند تا چه مقدار دنیا برای او بیارزش شده یا ارزشمند است، تا چقدر در قبال مسائل حساسیت نشان میدهد.
همانطوركه در همین فقره حضرت توضیح میدهند شیطان و ابلیس در این جریان دخالت مستقیم دارد، شیطان و ابلیس. شیطان میآید و این دنیا را برای انسان جلوه میدهد. آن بینش واقعی را تبدیل میكند به یك بینش اعتباری، این بینش اعتباری میآید جایگزین بینش واقعی میشود. تصور نكنید كه این ابتداً پیدا میشود، در خیلی از موارد و در خیلی از افراد این مسئله كمكم اتفاق میافتد. آن كسی كه میخواهد نسبت به یك مسئله اقدام كند اول در نظر او شاید خدا باشد و واقعاً هم شاید خدا باشد، واقعاً شاید قصدش خدا باشد. اما وقتیكه وارد در قضیه میشود، وارد در آن جریان میشود، وارد در آن محیط میشود كه حالا دیگر باید آستینها را بالا بزند و حالا باید صحبت كند و حالا باید عكسالعمل نشان بدهد، این طرف میبرند آن طرف میبرند، این مجلس او را دعوت میكنند، آن مجلس او را دعوت میكنند، افراد از هر گوشه و كنار برای او یك خبری میآورند، این خبرها این مجالس، این این طرف آن طرف رفتن اگر متوجه نباشد، اگر گوش به زنگ نباشد، اگر مواظب و مراقب بر نفس نباشد، كمكم، كمكم آن حقیقت تعلّقی او را به پروردگار كه اول به صورت خالص و به صورت قرب برای او حاصل شده بود آن حقیقت را از او میگیرد و با توجه به حفظ ظاهر و پوست، آن پوسته را برای او نگه میدارد و مانند یك كرهای كه داخل در آن كره مملوّ از آب باشد. وقتیكه یك سوزنی شما وارد آن كره بكنید این قطره قطره، نه یك مرتبه، اگر یك مرتبه بیاید یك دفعه به خود میآید، من چه بودم من چه شدم، نه، شیطان میآید قطره قطره آن مایع درون این كره را تخلیه میكند. یك مجلس میرود یك قطره میافتد ازش، مجلس دوم بلند میشوند از آن یك قطره دیگر میافتد، مجلس سوم آقا فلانكس راجع به شما در آنجا این حرف را زد، عجب! یكدفعه میبینی ده قطره ریخت. آقا فلانكس راجع به شما در آنجا تمجید كرد در آن سخنرانی گفت حضرت استاد اینطور میفرمایند! یكدفعه میبینید نیم لیتر ریخت. آقا فلانكس در آنجا نسبت به شما مذمّت كرد گفت این چیزی نمیفهمد! عجب، من نمیفهمم، خودش نمیفهمد. یكدفعه میبیند یك لیتر ریخت. كمكم، كمكم این حالتی را كه در آن موقع در نفس خود احساس تعلّق داشت و در دید خود نوری را احساس میكرد در آن موقع ابتدایی ...

