حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
8پس این مذمّتی كه در آیات قرآن و در كلمات بزرگان و كلمات ائمّه هدی صَلَواتُ اللَه وَ صَلواتُهُ عَلَیهماجمعین نسبت به دنیا وجود دارد، در نهج البلاغه آنقدر راجع به دنیا مذمّت شده است. امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه در دهها مورد هی میفرماید: دنیا از من دورشو، دنیا من تو را سه طلاقه دادم، دنیا از من كناره بگیر، دنیا به صورت شیطان به سراغ من آمد، دنیا به صورت پیر زالی خوش خط و خال به صورت من آمد، دنیا به این كیفیت. حضرت چرا در اینجا چه چیزی را میخواهند بفرمایند؟ آیا منظور تملك و اینهاست، تملك و اینها كه چیزهای دنیا نیست. آیا منظور استفاده از مواهب الهیه است كه آن استفاده از مواهب الهیه كه دنیا نیست.
پیغمبر اكرم یك سوم اموالی را كه بدست میآوردند خرج عطر و بخور و عطورات خودشان میكردند. سیدالشّهدا علیه السّلام در این سفری كه برای كربلا میآمدند یكی از مخارج بسیار مهم آن حضرت برافروختن عطورات و بخوردادن و عطر را در خیمهها پخش كردن به طوری است كه از فاصلههای بعیده آن بوی عطر خیام سیدالشّهدا به گوش میرسید. اینها دنیاست؟ كجای اینها دنیا است؟ معطرشدن و خرج اموال برای خوش عطر بودن و برای نظیف بیرون آمدن و برای ظاهری جاذب در میان مردم بروز و ظهور كردن این كجا دنیاست؟ این كه همه روش اولیاء ما بوده، روش ائمّه ما بوده.
آنچه كه دنیا هست این است كه انسان در ارتباطش با افراد آن مبدأ را فراموش كند این مسئله است. در ارتباطش با جوانب خدا را كنار بگذارد. در ارتباطش با مسائل منافع ظاهری را بر آن مصالح واقعی ترجیح بدهد، این میشود دنیا. هر قدمیكه به این سمت برداشت یك قدم در دنیا فرو رفته، یك قدم در باتلاق فرو رفته است. به هر مقداری كه این تفكر خود را اصلاح و تصحیح كرد به همان مقدار به سمت مبدأ و به سمت توحید و به سمت آن عوالم نزدیك شده است و این اختصاص به گروهی دون گروهی ندارد. در همه موارد دنیا وجود دارد؛ در ارتباط با همسایه دنیا وجود دارد، در ارتباط با قوم و خویش دنیا وجود دارد. انسان نسبت به قوم وخویش چه عكسالعمل و چه نظری را داشته باشد، كارهای آنها را امضاء كند درصورتیكه خلاف باشد به خاطرقوم و خویش بودن، اما در جای دیگر داد سخن بدهد و آن كارها را در غیر از آن موقعیت محكوم كند، این دنیا است. با رفیق خودش چون رفیق است به ممشات و چشمپوشی بگذراند، اما اگر همین قضیه در غیر از این موقعیت پیش بیاید با تمام توان از همه امكانات و استعداد خود برای كوبیدن حریف استفاده كند این دنیاست. نسبت به جریاناتی كه برای او اتفاق میافتد تا مادامیكه آن جریان درگیر منافع و مضار اوست عكسالعمل نشان بدهد. اما همینكه از تحت منافع و مضار او بیرون آمد خود را به كناری بكشد و مهر خاموشی بر لب بزند و از مسائل كنار باشد، این دنیاست. تا وقتیكه انسان نسبت به آنچه كه برای آینده خود و برای منافع آتیه خود او را ضروری میداند نسبت به او حساسیت نشان بدهد، اما همینكه دید دیگر فایده ندارد، آن مطالب و آن حساسیتها را كنار بگذارد این دنیاست! دنیا عبارت است از كیفیت ارتباطی كه آن ارتباط مخالف با توحید است، مخالف با حقیقت عالم وحدت است، مخالف با تحصیل رضای واقعی پروردگار است، این را می گویند دنیا.

