حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
7ماده دو حیثیتی است كه این حیثیت جدای از یكدیگراست. الان این لیوان در كنار من است، آیا چون در كنار من هست بین من و بین او وحدت بر قرار است؟ نخیر، من یك موجودی هستم خصوصیات من یك موجودی است، این هم یك موجود دیگری است از سنگ و شیشه، بسته به كیفیتش آن هم برای خودش هست. یك وقتی در اینجاست یك وقتی در آنجاست. یك وقتی در مطبخ قرار میگیرد، یك وقتی در دكان فروشنده قرار میگیرد، یك وقتی در كارخانه قرار میگیرد. هیچ ارتباطی بین من و بین این لیوان وجود ندارد. همینطور در بین افراد انسان، فرد انسان یك فردی است كه با هر فردی كه احساس نزدیكی كند باز از نظر بدنی دوتا هستند، این به راه خود میرود، این هم به راه خود میرود، این غذای خود را میخورد آن هم غذای خود را میخورد. او كار خود را انجام میدهد، در یك منزل باشند، در یك اتاق باشند باز دو نفرند. پس بهطور كلی اصلًا مسئله قرب و بُعد به جنبه فیزیكی افراد برنمیگردد. مسئله قرب و نزدیكی این به روح و نفس افراد برمیگردد و آن هم دائرمدار تعامل و ارتباط بین دو فرد است، ارتباط بین دو فرد اگر ارتباط جاذبی باشد این دو فرد را به هم نزدیك میكند. اگراین ارتباط، ارتباط دافعی باشد این دو فرد را از هم دور میكند.
درعالم دنیا، دنیای به معنای ماده، نحوه ارتباط ما را میگویند دنیا. دنیای به معنای پست، دنیای به معنای پایینتر. دنیا از ادنی گرفته میشود، ادنی یعنی پایینتر، مؤنثش میشود دنیا. دنیا یعنی آن عالمیكه از همه عوالم پستتر و پایینتراست و ازحیث ارزش بیارزشتراست. آن چیست؟ آن نحوه تعلّق انسان و نحوه برخورد انسان و نحوه تفكر انسان و نحوه نگرش انسان است با آنچه كه در دوروبر او میگذرد، این را میگویند دنیا. حال این نحوه نگرش و نحوه برخورد، اگر او را به سمت مبدأ و به سمت حقیقت و به سمت وحدت نزدیك كند او دیگر دنیا نیست. اگر این نحوه نگرش و نحوه تعلّق، او را از آن مبدأ دور كند این میشود دنیا.

