حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
4حال به مطلب اول بپردازیم اینكه حضرت میفرمایند دنیا و شیطان و مردم برای او بیارزش خواهند بود. شكی نیست كه مقصود امام علیه السّلام از دنیا عالم ماده نیست و عالم فیزیكی در قبال عالم متافیزیك نیست، یعنی عالم ماده در قبال عالم مجرّدات؛ زیرا عالم ماده و عالم طبع كه از او تعبیر به عالم اجرام میشود این مخلوق خدا است و مخلوق خدا كه نمیتواند مورد مذمّت امام علیه السّلام قرار بگیرد. این عالم را خورشید و ماه و ستارگان و كهكشانها را خداوند خلق كرده، اینها كه گناهی نكردند. و بر اساس یك مبنای دقیق علمی و دقیق فلسفی و حِكمی همان مجرّد، كه عبارت است از وجود پروردگار و وجود بحت و بسیط پروردگار، به واسطه حدّ و قیودی تنازل پیدا كرده است و تبدیل به عالم ماده شده است. همانطوری كه تبدیل به سایر عوالم مجرّده یا نیمه مجرّده، برزخ بین مجرّد و ماده عالمی است كه دارای صورت است و حدود و قیود صورت را دارد، به آن عوالم تبدیل شده است.
اینطور نیست كه خدای متعال بوده و این عوالم هم در جای خودشان بودند، به همدیگر هم كاری نداشتند. اینطور نیست كه در قبال خدای متعال یك حقیقتی بوده مانند اقوامیكه قائل به ثنویت هستند، خداوند در آن حقیقت دخل و تصرفی كرده، مثل كامیونی بیاید یك بار آجر خالی بكند و بعد بنّا بیاید یكییكی این آجرها را بردارد دیوار درست كند. یك حقیقتی سوای خدای متعال بوده، خداوند هی از آنجا خاك برداشته آدم را درست كرده! حسن را درست كرده، تقی را درست كرده، زید را درست كرده، عمرو را درست كرده، خورشید و ماه و ستارگان را درست كرده. هان! چیزی در قبال خدای متعال اگر وجود داشته باشد پس او هم قدیم خواهد بود و وقتیكه قدیم بخواهد باشد پس او هم واجبالوجود خواهد بود، پس تعدد واجبالوجود لازم میآید كه این مسئله عقلًا و منطقاً باطل خواهد بود.

