آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
4بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا معنایش همین است؛ آن كسانی كه عمل را انجام میدهند، ظاهر آن عمل در چشمان ظاهربین افراد خیلی موجّه است، ظاهر آن عمل در چشمان احساساتی و عاطفی افراد عمل خوب است، حركت میكنند این طرف میروند، صبح زود از خواب بلند میشوند، شب دیر به رختخواب میروند، صبح تا شب این طرف میدوند آن طرف میدوند، درحالتیكه به اندازه ذرّهای به حقیقت سیدالشّهدا نزدیك نمیشوند، به اندازه سرسوزنی به آن حریم تقرّب پیدا نمیكنند. اینها از همه بدبختترند.
مطالب و مسائلی در این زمینه خدمت دوستان عرض شد. چه بسیار مطالبی كه آنها بهتر از ما و با تجربهای در حیطه وجودی و اشتغالات خودشان بهتر از ما مسائل را ارزیابی میكنند. ما هم به نوبه خود در آن محدودهای كه فكر و تصور و سعه ماست مطالبی را خدمت رفقا و دوستان عرض كردیم. امروز به جمعآوری مطلب و اتمام این مسئله میپردازیم تا انشاءاللَه برای جلسه بعد به سایر فقرات اگر چنانچه خداوند توفیق داد برسیم.
حقیقت این فقره از روایت امام صادق علیه السّلام در این آیه شریفه میتواند روشن و ظاهر بشود. آیه شریفه میفرماید: يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ الروم، ٧ این مردم ظاهری از زندگانی دنیا را میدانند، ظاهر آن را میدانند. این دنیایی را كه ما خلق كردیم و این اعمال و كرداری كه جنبه ظاهری دارد و جنبه باطنی دارد، مردم فقط دیدشان و مدركاتشان به ظاهر این امور توجه دارد و از آخرت و جنبه باطن غفلت میكنند، توجه نمیكنند.
البته معنای غفلت، غفلت به معنای بسیط نیست؛ همانطوری كه یك طفل خردسال از مصالح و مفاسد خود غفلت میكند و باید شخص متولّی و مربّی و ولی او مصالح و مفاسد را برای او پیش بیاورد ولو بر خلاف میل او باشد و دست او را بگیرد و از مهالك نجات بدهد. چرا؟ چون یك طفل صغیر عقل و مدركاتش برای تشخیص مصالح و مفاسد كفایت نمیكند. وقتیكه از این طرف خیابان به آن طرف خیابان میرود شما باید دستش را بگیرید و الّا تا چشمش بیفتد به یك ماشین قرمز رنگ قشنگ، فوراً میدود وسط خیابان كه او را بهتر ببیند. نمیفهمد كه این حركت موجب از بین رفتن اوست. یا اینكه چیزی كه برای او ضرر دارد درصدد تهیه اوست. این را میگویند باید دستش را گرفت و او را به مصالح و مفاسد متوجه كرد. یعنی او را عبور داد. این معنای غفلت بسیط است.

