مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
3لذا افرادی كه در آن زمان به حج مشرف میشدند در میانمحله و منطقه خودشان معروف بودند حاجی فلان، حاجی فلان از آن موقع این مسئله رسم شد، بعضیها به اینخاطر حج انجام نمیدادند چون معروف میشدند و این مسئله باطل است. شارع مقدس انسان را برای ادای این تكلیف موظف كرده است و او میتوانست بگوید كه: اگر در جایی میبینی ریا است نماز جهریه خود را به آهستگی بخوان و نگفته است وقتی كه نگفته، این حكم میشود حكم مندرآری؛ و حكم مندرآری هم نتیجهاش مشخص است آن عمل را به خود انسان بر میگردانند و میگویند این را برای خودت انجام دادی نه برای ما و عملی كه برای خودت است مبارك خودت باشد.
انسان باید نماز را بخواند چه ریا میشود چه نشود؛ بعضی از افراد هستند وقتی كه میخواهند نماز را در جلوی جمع بخوانند خیلی رعایت آداب میكنند و عین را از حلق ادا میكنند بلكه از زیر حلق! غینش از كجا در بیاید و صادش از كجا در بیاد و مخصوصاً كه اگر تصاویر آنها هم كه برداشته بشود چنان خضوع و خشوعی پیدا میكنند كه سلمان فارسی به گردشان نمیرسد! اما همین كه میخواهد نماز را در منزل بخواند دیگر باید ملائكه با وسایل بسیار سریع بتوانند این اعمال و رفتار را ثبت كنند؛ چون وقت ثبت اعمال و الفاظ برای ملائكه هم نمیماند، یك عده اینطورند.
یك عده به عكس در این طرف قضیه هستند، اینها وقتی كه در جلوی جمع نماز میخوانند نماز خود را تند میخوانند كه یك وقتی ریا نشود، سریع میخوانند و وقتی به خلوت میروند نماز خود را با طمأنینه و به آهستگی میخوانند و با حضور قلب بیشتری میخوانند؛ هركدام این دو طریق غلط است. در مكتب توحید یك نماز بیشتر نداریم؛ نماز در جلوی جمع با نماز خلوت نداریم همانطور در جلوی جمع میخوانند همانطور در خلوت میخوانند و همانطور كه در خلوت میخوانند در جلوی جمع میخوانند چرا؟ چون در مكتب توحید شخص در هنگام نماز به او توجه دارد نه به افرادی كه پشت سرش هستند و یا افرادی كه دارند به او نظاره میكنند و او در مكان جلوت و در مكان خلوت یكی است و یك حقیقت واحد بیشتر نیست چه در جمع باشد خداست هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ الزخرف، ٨٤ در همه جا آن خدا خدای واحد است، در میان این جمع خداست در خلوت و تنهایی انسان هم خداست، بنابراین انسان از ترس اینكه او را مدح كنند و او را نیكو بشمارند بین این دو خدا فرق بیاندازد، بین خدا تقسیم كند؛ خدای درجمع و خدای در باطن، این كفر است و شرك، این ثنویت است، قائل به شرك در دو مبداء و دو اله و دو معبود شدن است.

