
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
7من وقتی كه میخواهم راجع به یك شخصیت صحبت كنم، الآن شما مرحوم آقا را دیدید یا ندیدید؟ بسیاری از شما مرحوم آقا و پدر ما را ندیدید، از كجا میتوانید خود را دقیقاً در راه و در مسیر و در صراط و مبانی ایشان قرار بدهید؟ غیر از كتب و غیر از مطالبی كه از افراد میشنوید مگر راه دیگری دارید؟ البتّه ممكن است راههای خاصّی وجود داشتهباشد و یك هدایتهای خاصّی وجود داشته باشد حالا در آن زمینه صحبت نمیكنیم همین بحث ظاهر و هدایتهای ظاهر. از میان نوشتههای یك فرد و آن مسائلی كه افراد دیگر از ایشان بیان میكنند غیر از اینكه ما راه نداریم. اگر منِ گوینده وقتی كه میخواهم از ایشان تعریف و تمجید كنم بهنحوی تعریف كنم كه هیچ نقطه نقصی اگر وجود داشته باشد و آن نقاط نقص در جهتگیری مخاطبین من نقش اساسی داشته باشد آن نقاط نقص را نگویم، به مخاطبین خودم خیانت كردم. چرا؟ چون نحوه تعریف و تمجید برای مخاطبین من سرنوشت ساز و تعیین كننده است. آنها بر اساس تعریف من و بر اساس مُنشئات من شخصیتی از ایشان در ذهن خود ترسیممیكنند كه بعد هر جا آن شخصیت حضور دارد خود را در پشت آن شخصیت قرارمیدهند.
آیا میشود یك گوینده و مورّخ و فردی كه میخواهد برای جامعه و افراد و مخاطبین خودش شخصیتی بسازد به آنها خیانتكند؟! و آنچهرا كه نیست او را هست كند و آنچهرا كه هست او را نیست كند؟ خیانت است. وقتی كه من دارای یك خصوصیات مختصّ به خود هستم و دارای یك افكاری هستم و دارای یك شاكله و صفاتی هستم، طبعاً این صفات معجونی است از صفات نیك و صفات زشت، معجونی است از صفات خوب و صفات بد، معجونی است از آنچه كه مورد تحسین است و آنچه كه مورد ابتعاد و دورباش. وقتی به این كیفیت هست افرادی كه میخواهند مرا در موقعیتی تعریف كنند و بشناسانند حق ندارند شخصیتی از من بدون عیب و نقص و بدون هیچگونه خلاء و در مرتبه كمال قرارگرفته بسازند كه این مسئله خیانت است.
