در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات‏

14986
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات‏

6
  • حال آن شرور و ابتعادی كه مربوط به ماست و ما باید او را در معرض قرار بدهیم و باید خوبی‌ها را منتسب به او بكنیم، در اینجا كار به‌عكس شده؛ آنچه را كه خوبی و مربوط به اوست ما او را اشاعه می‌دهیم، ما او را به گوش افراد می‌رسانیم، ما او را در معرض قرار می‌دهیم، كتاب چاپ می‌كنیم و آن را در معرض قرار می‌دهیم، نگاه كنید قلم را ببینید مطالب را ببینید امّا اگر یك نفر ایرادی از این كتاب بگیرد، برمی‌آشوبیم ناراحت می‌شویم، آقا از این‌كتاب ایرادگرفتید؟! خب اگر حسنش را ارائه می‌دهی نقصش را هم ارائه بده، اگر خوبی را از آن خود می‌دانی بدی را هم از آن خود بدان، نمی‌گوییم خوبی را از خدا بدان آن كه كسی نمی‌داند. ولی حدّاقل انصاف را داشته باشیم خوبی را وقتی از خودمان ارائه می‌دهیم وقتی به بدی می‌رسیم دیگر ناراحت نشویم، وقتی كه به نقص می‌رسیم ناراحت نشویم و خدا می‌داند كه چه مهالكی در این زمینه وجود دارد و چه افراد به‌واسطه عدم رعایت این قضیه به هلاكت افتادند و چقدر مسائل در طول تاریخ به‌واسطه این قضیه تحریف شده و چه حقائقی در بوته كتمان و خفا قرار گرفته و چه مسائل واقعی و نفس‌الامری به‌واسطه این قضیه از دیدگاه افراد آگاه مخفی شده است چرا؟ برای چه؟ برای همین قضیه. نفس در مقام منافع خود نمی‌خواهد آنچه‌را كه موجب نفرت و اشمئزاز و موجب تنبّه است او را در معرض قرار بیاورد.

  • همیشه در طول تاریخ از شخصیت‌ها مجسّمه‌هایی می‌ساختند و او را در لابه‌لای كتاب‌ها در معرض نمایش قرار می‌دادند. همیشه در طول تاریخ نویسندگان و مورّخین براساس تخیلات و براساس منافع و مصالح خود حقایق را رقم می‌زدند. كم اتّفاق افتاده كه یك واقعه آنچه كه هست همان‌طور مطرح بشود و یك شخصیت همان‌طور كه بوده است همان‌طور در معرض قضاوت افكار و وجدان‌ها قرار بگیرد. همه‌اش هی قیچی می‌كردند آنچه‌را كه نمی‌بایست نمی‌گفتند، آنچه‌را كه می‌بایست بگویند؛ برای اینكه این اسوه در دیدگاه مردم زیبا بنماید، این اسطوره در دیدگاه مردم به زیبانمایی و به جلوه‌نمایی بپردازد. اگر قرار بشود كه آن خصوصیت ناقصه در كنار آن فضیلت ذكر بشود دیدگاه افراد نسبت به شخص تغییر می‌كند دیگر كسی دنبال این نمی‌رود، دیگر كسی حرف این را نمی‌شنود، دیگر آن ذهنیتی كه بر اساس آن ذهنیت باید اطاعت كامل و اطاعت محض كرد به‌وجود نمی‌آید، ناچاریم بدی‌ها را بپوشانیم و خوبی‌ها را در معرض قرار بدهیم تا افكار را اغفال كنیم و حقایق را از دیدگان ببندیم و این خیانت است. این مسئله خیانت به تاریخ است خیانت به وجدان بشری و خیانت به راه و طریق افراد است، افرادی كه می‌خواهند بدنبال حقیقت بگردند افرادی كه به دنبال واقع بگردند افرادی كه می‌خواهند از لابه‌لای این مطالب راه خودشان را پیدا كنند.