در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات‏

14986
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات‏

4
  • یعنی وقتی انسان یك عملی را انجام می‌دهد این عمل حكم یك ذخیره‌ای را دارد حكم یك مادهّ‌ای را دارد كه این مادّه می‌آید و بر قلب انسان می‌نشیند. نفس عمل، عمل نیك است؛ انفاق فی سبیل ال له نیك است، انجام عبادت نیك است، انجام امور عبادی نیك است، خدمت به مردم نیك است، انفاق نیك است صدقات نیك است، برِّ به والدین نیك است صله رحم نیك است، اینها روی قلب را مادهّ‌ای از رحمت الهی می‌پوشاند اگر این اضافه بشود هی اضافه بشود، كم‌كم زمینه مستعدّ برای پرورش را پیدا می‌كند؛ چون بر سنگ سفت كه چیزی نمی‌شود كاشت، خاك باید باشد تا انسان بتواند او را مورد استفاده قرار دهد. همین‌كه این روی قلب را گرفته است یك‌مرتبه با آن ریایی كه انجام می‌دهد و با آن مباهاتی كه می‌كند و با آن جهت دادنی كه به عملش می‌دهد، یك مرتبه مثل یك بارانی كه تمام این گردها و خاك‌ها را می‌شوید و همه را از بین می‌برد و سنگ را به حال خودش نگه می‌دارد كأنَ‌هیچ عملی انجام نداده است. زحمت كشیده زحمت او هباءً منثورا شده، انفاق كرده است انفاق او یك شاهی به حساب نمی‌آید، قدمی برداشته است دیگر آن قدم به حساب نمی‌آید، انگار نه انگار هیچ عملی در نامه اعمال او ثبت نشده، می‌گوید: خدایا من این كار را انجام دادم. می‌گویند تو این كار را برای اظهار وجود خودت انجام دادی، اظهار وجودت هم پاداشی بود كه در همان دنیا گرفتی دیگر از ما چه می‌خواهی؟ تو این كار را كردی كه به مردم نشان بدهی من این عمل را انجام دادم، خب مردم هم همه فهمیدند و تو را تحسین كردند دیگر از ما چه‌می‌خواهی؟! این مطلب عبارت است از ریا و خودنمایی و مباهات با افراد و با مردم در كردار و در اعمال خودشان.

  • حالا چرا این عمل قبیح است و چرا انسان به این عمل مبادرت می‌ورزد و انگیزه او برای این عمل چیست؟ دیگر طبعاً رفقا باید زود جواب این را بدهند، با توجّه به مراتب و مسائلی كه قبلًا گفته شد جواب مسئله خیلی روشن است؛ در اینجا مسئله عبودیت و نفس انجام عمل خیر دیگر مطرح نبوده، آنچه كه ریشه و علّت برای این عمل است عبارت است از اظهار وجود، انسان خود را در قبال مردم عرضه بدارد و وجود خود را به نمایش بگذارد. نمایش وجود و خود، به نمایش آثاریست كه از این وجود برمی‌خیزد. من وقتی‌كه می‌خواهم خودم را به معرض قرار بدهم آن آثاری كه توان خلق آن، از من است و مورد توجّه مردم است را به معرض وجود قرار می‌دهم تا مورد تحسین قرار بگیرم. و در مقابل این مطلب آنچه كه از دیدگاه مردم مورد نفرت و اشمئزاز است را از آثار خودم حذف می‌كنم. آنچه را كه مردم تحسین می‌كنند در معرض و در ملاءافراد به نمایش قرار می‌دهم. فلانی نسبت به من این مطلب را گفت فلان بزرگ در فلان روز از من این تعریف را كرد، فلان ولی خدا در فلان جلسه فلان مسئله را راجع به من گفت، فلان كار در فلان روز از من سرزد، امّا اگر یك كاری، یك حرفی را كه همان بزرگ از جهت تربیتی و از نقطه نظر رفع نقیصه نسبت به من گفته باشد آن حرف را از شنیدن دیگران منع می‌كنم، فلان بزرگ این نقیصه را آن روز راجع به من گفت هیچ وقت این را نمی‌گویم، فلان كار زشت را در فلان روز من انجام دادم این را هیچ وقت نمی‌آیم به مردم بگویم.