ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
8این كه مرحوم آقا رضوان ال له علیه اینقدر تكیه داشتند بر اینكه شخصی كه میخواهد تصدّی كند یك موقعیتی را باید تهذیب نفس كرده باشد و از نفس گذشته باشد ... مگر گذشتن از نفس به حمام رفتن و به مسائل عادی پرداختن است؟ گذشت از نفس یك مسئله ای است كه فقط خدا باید دست انسان را بگیرد و چه كسی میتواند ادعا كند كه از نفس گذشته؟ چه كسی میتواند ادعا كند؟ چه كسی میتواند؟
یك فردی بود میگفت برای دیدن یك شخصی رفتم و از طرف مرحوم آقا حامل یك پیغامی بودم، حامل یك پیغامی بودم كه باید بر اساس مبانی شرع، بر اساس مبانی شرع فردی كه در یك همچنین موقعیتی قرار میگیرد فرض كنید كه یك همچنین مسئله ای را قبلًا طی كرده باشد، یك مطلبی را گذرانده باشد، آن شخص میگفت وقتی كه من رفتم و این مطلب را مطرح كردم آنچنان این شخص برافروخته شد و رنگ صورت او قرمز شد و به حالت تحكم و به حالتی گفت نخیر! این مطلب صحیح نیست! چون وضعیت به این نحو است این مطلب در اینجا هیچ جایی ندارد! دیدید؟ مطلب چه بود؟ آقا جان چرا ناراحت میشوی بگویید، نه به نظر ما مسئله به این شكل است، دیگر قرمز شدن و برافروخته شدن و با این كیفیت جواب دادن یعنی چه؟ همین دلیلش است، به همین دلیل، و تمام شد، به همین دلیل وقتی كه انسان مسئله ای بخواهد را برای خدا انجام بدهد و نیت نیت او باشد كه دیگر ناراحت شدن ندارد و دیگر پرخاش كردن ندارد.
همین جا خدا میآید انسان را محك میزند، همین جا و انسان زیرك باید در همین جا بیاید و توقف كند. اگر شخص بنده در یك همچنین موقعیتی نبودم و یك همچنین مطلبی در مجلسی مطرح میشد آیا باز پرخاش میكردم؟ یا گوش میدادم میگفتم ممكن است این طور باشد یا ممكن است نه فلان مطلب به این كیفیت اكتفاء میكند نیاز به تهیه و تهیأ برای فلان قضیه هم نیست. خیلی راحت، ببینید در هر جا خدا برای انسان جا قرار داده، خدا برای انسان ملاك قرار داده، خدا برای انسان مایز قرار داده و اگر این فرد در یك همچنین وضعیتی این گونه عكس العمل نشان میداد چقدر برایش خوب بود و چقدر صحیح بود و چقدر برای نفسش مفید بود و چه گذشتی در اینجا انجام میداد و چه آمادگی برای مطلب بعد برای او پیدا میشد حالا تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

