ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
7مگر هارون نمیگفت به مأمون كه برای ریاست من هیچ مانعی را نمیدانم، اگر تو فرزندم بخواهی در مقابل من بایستی به راحتی تو را كنار میگذارم، توی فرزند، یعنی از فرزند میگذرد چه برسد از مردم، چه برسد از سایر مسائل. هر چیزی كه بتواند در مقابل اقتدار او بایستد میآید از بین میبرد. سیدالشّهداء كه فرزند رسول خدا را آمدند و كنار گذاشتند و از او گذشتند برای چه؟ برای اینكه مخالف با اسلام قیام كرده است! التفات میفرمایید یعنی شریرترین فرد زمان به نام یزید میآید از بهترین فرد زمان رد میشود و او را كنار میگذارد و از بین میبرد و به این شكل درمیآورد در نقاب دفاع از اسلام و در نقاب مخالفت با خلیفه مسلمین. عمر میآید و برای بقاء حكومت خود بهترین فرد روی زمین دختر سول خدا را كنار میگذارد و از بین میبرد و له میكند و تكه تكه میكند برای مخالفت با بیعت با خلیفه مسلمین چون با خلیفه مسلمین دختر رسول خدا میخواهد مخالفت كند ما باید او را كنار بگذاریم! یعنی وقتی كه مسئله تعلّقات جلو میآید هیچ چیزی دیگر حالیش نمیشود. وقتی پای نفس جلو میآید دیگر معیاری برای خود نمیبیند.
فتوا میدهند از قاضی گرفته، شریح قاضی فتوا به حلیت قتل سیدالشّهداء میدهد تا سایر افراد و فرماندهان و سربازان و ملت كه با یك كیلو، دو كیلو گندم و چند درهم و بعضی از تهدیدات و بعضی از تشویقات اینها برای از بین بردن بهترین افراد میآیند و اقدام میكنند. میبینید تعلّقات چقدر این مسئله مهمیاست؟ چقدر این مسئله تعلّقات مسئله خطرناك و هلاك كننده و از بین برنده و نابود كننده سعادت انسان است؟ تمام شد دیگر، تمام شد، كسی كه به این مرتبه برسد دیگر تمام دربهای سعادت و خوشبختی را به روی خود میبندد مسئله تعلّقات این كار را برای انسان انجام میدهد و نعوذ بال له و نعوذ بال له كه انسان به این مسئله گرفتار بشود. نعوذ بال له.

