حقیقت مصیبت و فلسفه وجود آن
8مرحوم آقای حدّاد میفرمودند كه اینها میآیند سراغ ما عبارت ایشان این بود بهجای اینكه ما كاری انجام بدهیم كه آن جنبههای تعلّقی اینها كم بشود، اینها میآیند میخواهند آن تعلّقات را ابقاء كنند و نگه دارند! میگویند: آقا دعا بفرمایید فلان قضیه درست انجام بشود! یا مثلًا دعا كنید كه یك داماد خوبی برای ما پیدا بشود دامادی كه باعث اذیت ما نباشد! آقا دعا بفرمایید فلان جای زندگی ما كه لنگ است آنجا درست بشود! آقا از طرف دولت آمدند مالیات بگیرند، یك دعایی بخوانیم كاری بكنیم كه اینها مسئله را مثلًا نسیاً منسیا فراموش كنند! آقا فلانجا اینطور است، آقا فلانجا اینطور است!
ایشان میفرمودند كه كسی نیامده در اینجا بگوید كه آقا یك كاری بكنید این تعلّقات قطع بشود، این تعلّقات بریده بشود و این اعتباریات جایش را عوض كند! با صحبت هم كه نخواهد شد؛ یعنی بنده اگر الآن هزار ساعت برای شما صحبت كنم ممكن است این مسئله تا حدودی مورد توجّه قرار بگیرد. تا برای خود انسان پیش نیاید و انسان در جهات مختلف از ابتلائات قرار نگیرد آنچه را كه باید ادراك كند ادراك نخواهد كرد.
كی بود دانستن سركنگبین *** دفع صفرا ای نگار مهجبین دانستن فایده ندارد؛ بارها این مطلب را عرض كردم كه آنچه را كه خود حقیر در زمان مرحوم آقا بر سر او، مباحثاتی ما با ایشان داشتیم و تا آخر عمر هم باز این مباحثات ما ادامه داشت و هر از چند گاهی خود ایشان شروع میكردند و این مسئله را مطرح میكردند و ما میدیدیم فایدهای ندارد. تا آقا شروع میكردند میگفتیم: آقا نتیجه همانی است كه در جلسه قبل است! ایشان میخندیدند و باز هم ادامه میدادیم، بعضی از مباحث توحیدی دو ساعت هم طول میكشید. فایدهای نداشت؛ یعنی نه اینكه فایده نداشت این اشتباه است، این اشتباه از من است قطعاً فایده داشت. حالا ما آنموقع احساس میكردیم كه مطلب باز به همان نتیجه بحث قبلی منتهی میشود.

