حقیقت مصیبت و فلسفه وجود آن
4راه الهی عبارتست از: حركت از مجاز به سمت حقیقت، و از نفس به سمت توحید، و از اعتبارات به سمت واقعیات، و از هوی به سمت نور و روشنایی و بصیرت، و از جهل به سمت علم، و از تعلّقات به سمت قطع تعلّقات و تمركز و تركّز در نقطه واحد كه عبارت است از همان وجهه الهی و مقصد و مقصود قرار دادن حریم پروردگار و فنای در آن مقام امن و امان و كبریائیت او، این عبارت است از سیر و سلوك. به عبارت دیگر مسئله سیر، حركتی است همگام و همراه با زندگی برای قطع تعلّقات و ورود در آن مقام، و كنار گذاشتن اعتبارات و رسیدن به حقیقت، این را میگویند سیر و سلوك.
و از آنجاییكه انسان در همین اجتماع زندگی میكند و با همین مردم بسر میبرد قطعاً چه از نقطه نظر اجتماعی و چه از نقطه نظر فردی، بالاخره انسان در تحت تأثیر علل و عوامل طبیعی و جریانات اجتماعی دارای تأثیرات و تأثّراتی است و همان علل و عوامل بر وجود انسان و بر افكار انسان مؤثّر هستند. همین كیفیتی كه در زندگی عادی در نوسانات برای افراد پیدا میشود به همین وضع برای سلّاك پیدا میشود، برای سالك هم همین وضع است. او هم گاهی اوقات دارای مرض میشود، گاهی اوقات دارای سلامت میشود، گاهی اوقات دارای ضیق میشود، گاهی اوقات دارای گشایش و فراخی میشود، گاهی اوقات مسائل و جوانب و فشارهای روحی بر او وارد میشود، گاهی اوقات رفع آنها میشود. علیكلحال این مسئله به همین كیفیت هست.
مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه داری ناراحتی قلبی بودند و مرحوم آقا هم خیلی برای این قضیه تلاش میكردند1 و برای ایشان از طهران چند مرتبه پزشكان متخصص قلبی بردند. ایشان از ناراحتی قلبی خیلی رنج میبردند و از آنطرف از نقطه نظر اقتصادی و مادّی هم البته زمانی دارای تضییقات و فشارهایی بودند. مرحوم آقا مسئله عجیبی فرمودند میفرمودند كسی از این قضیه اطّلاع نداشت كه یك روز در منزل ایشان بودم دیدم كه یك فردی در زد، رفتم در را بازكردم و دیدم شخصی آمده و میگوید: اینجا منزل آقای انصاری است؟ گفتم: بله. آمد تو و داخل منزل شد و من دیگر متوجّه نشدم، ولی دیدم دارند با ایشان صحبت میكنند.
- روح مجرّد، ص ٥٣ پاورقى:
... يكسال مانده به آخر عمر شريفشان براى مدّت يك ماه به طهران آمدند و به حقير فرمودند تا برايشان از دكتر اردشير نهاوندى كه متخصّص قلب بود وقت گرفتم ...
- روح مجرّد، ص ٥٣ پاورقى:

