راه وصول به معرفت : عبور از نفس و خواستههاى آن
6دو سال بود كه ایشان را ندیده بودند تا اینكه موانعی همینطور پیش میآمد پیش میآمد، ظاهراً مسائلی بود بین دو دولت اختلافی بود هرچه بود، موانعی بود كه ایشان نتوانسته بودند عراق بروند و ایشان (حضرت حداد) را زیارت بكنند تا اینكه آن موانع برطرف میشود. گذرنامه ایشان یك اشكالی پیدا میكند و ظاهراً خود همین هم برای مدتی شاید مطلب را به تعویق میانداخت تا اینكه آن اشكال حل شود. من یادم هست در آن موقع یكی از همین مسئولین اداره گذرنامه سروان جوانی بود بسیار مؤدّب و بسیار با اخلاص و به مرحوم آقا هم یك قدری ارادتی هم داشت كه بعداً شنیدم در همین دوران حكومت اسلامی ظاهراً مسئول هم شده بود.
در آن موقع كه من رفته بودم برای گذرنامه ایشان پیگیری بكنم مرا دید و گفت: باید یك نامهای از طرف ایشان برای وزیر كشور یا رئیس اداره كل گذرنامه، یك تقاضایی بشود، یك مطلبی به یك نحو محبتآمیزی تا اینكه روال جریان عبور كردن و رفع این منع، سرعت بیشتری به خود بگیرید و اگر یك نامهای ایشان لطف كنند ما پیگیری میكنیم و این مشكل را حل میكنیم و تمام میشود. ظاهراً تعمداً از طرف سازمان امنیت به انحای وسائل این موانع ایجاد شده بود.
من آمدم به ایشان این مطلب را گفتم. ایشان گفتند: برو به ایشان بگو كه گرچه زیارت عتبات و ائمه علیهم السّلام بسیار بسیار دارای ارج و ثواب و چه و چه و چه هست و ما هم بیش از دو سال است كه موفق برای زیارت عتبات نشدیم ولی درخواست كردن نسبت به این مورد را ما نمیپذیریم و حاضریم تا آخر عمر نرویم و دستمان را به روی ظلمه دراز نكنیم. ببینید این را میگویند زائر امام حسین! درحالیكه مشخص است برای این قضیه كه هیچ، خیلی بالاتر از اینها چطور مسائل توجیه و تأویل میشود و چگونه راه درست میشود! چطور میشود و چه اشكالی دارد و چه هست و چه نیست و چه نیست و از این حرفها!

