
مهمترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن
مهمترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن
7پس بنابراین عزّت اختصاص به پروردگار دارد و هیچكس در قبال این عزّت نمیتواند عرض اندام كند، هیچكس نمیتواند بگوید كه من در قبال این عزّت پروردگار برای خود جایگاهی دارم، خدا را در نظر بگیر كاری ندارم ولی مرا هم باید در نظر بگیری! خدا را میخواهی در نظر بگیری بگیر ولی برای من هم باید حساب باز كنی. این ملاك برای حركت تكاملی انسان است در عالم تشریع و در عالم تربیت است. حالا این عزّت را خدای متعال میآید به بعضی از افراد خودش به آن مقدار سعه وجودی خودشان عطا میكند. مثلًا خداوند میگوید: انسان باید از پدر اطاعت كند یعنی از آن عزّت خود برای پدر سهمیقرار داده است آن عزّت، عزّت خداست.
یكی آمده بود خدمت مرحوم آقا گفته بود كه آقا بنده پدرم كمونیست است اصلًا دین ندارد با او چه ارتباطی داشته باشم؟ ایشان فرمودند مانند یك شیعه امیرالمؤمنین باید در خدمت او قرار بگیری. خب الآن این عزّت را كی به این پدر داده؟ خب اگر عزّت نداشته باشد پسر اعتنا نمیكند، اعتنا نمیكند، خب میرود پی كارش، چطور اینكه خیلی افراد دارند در خیابان حركت میكنند، تفاوتی بین این مسئله و بین پدر و اینها نمیگذارد، این عزّت را به همین مقدار خدا به پدر عنایت كرده، بر طبق تكلیف میگوید به این مقدار از پدر اطاعت بكن تا وقتی كه تو را امر به حرام نكند یا نسبت به مادر. وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما لقمان، ١٥ اطاعت آنها را تا وقتی انجام بده كه تو را امر به معصیت نكنند و در قبال تشریع، شریك من واقع نشوند. من به تو میگویم از این طرفحركت كن و پدر و مادر به تو میگویند از این طرف حركت كن، نه اینطور نیست و پدر و مادر هم نمیتوانند پسر را و دختر را و فرزند را امر كنند به راهی كه آن راه بر خلاف مصلحت دینی آنها باشد، نمیتوانند یك همچنین امری را بكنند و اگر امر كردند امر آنها مُطاع نیست. بله، در مسائل عادی، در مسائل روزمره، نظرش است، خواسته اش است، دلش میخواهد پسرش این كار را انجام بدهد، باید انجام بدهد، وظیفه دارد باید احترام بگذارد. یا نسبت به مادر یا نسبت به استاد، نسبت به معلّم، احترامیكه به معلّم میگذارد. احترام چیست؟ آن عزّت را خدای متعال به این مقدار به معلّم عنایت كرده است باید نسبت به كسی كه به تو تعلیم میدهد احترام او را نگهداری، و همینطور نسبت به بزرگتر، نسبت به بزرگتر تا اینكه نسبت به امام علیه السّلام برسد احترامیكه ما به امام علیه السّلام میگذاریم آیا این احترام به خاطر وجود خود امام است در قبال پروردگار یا بواسطه آن عزّتی است كه خداوند آن عزّت را به امام داده؟ البتّه بی گدار هم نمیدهد. چون امام خودش را متّصف به صفات الهی كرده و از نفس بیرون آمده و وحدت با آن ذات پیدا كرده است به مقتضای وحدت در ولایت، وحدت در عزّت هم به امام علیه السّلام تسرّی پیدا میكند از این نقطه نظر انسان باید از امام علیه السّلام اطاعت كند.
