در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

14491
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

5
  • بله ولی پروردگار اینطور نیست‌ أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً همین كه اراده به آن تعلّق بگیرد وجود خارجی دارد، دیگر حالا بیاید و زور بزند و نمی‌دانم قوایش را جمع كند و فرض كنید كه راجع به اطراف قضیه بنشیند شب تا صبح فكر بكند و یك چند تا قرص اعصاب بخورد و بعدش هم فكرش سر جا بیاید و ... نه احتیاج به این چیزها ندارد.

  • فَسُبْحانَ الَّذِي‌ حالا كه اینطورهست، منزّه است آن پروردگاری كه‌ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ زمام تمام امور عالم به دست اوست. ملكوت یعنی، زمام سببی و زمام عِلّی. این عالم عالم ملك است، عالم ملكوت، عالم مافوق است كه نسبت به این عالم جنبه عِلّی دارد، جنبه علّی و معلولی دارد، تمام اینها به دست اوست این پروردگار متعال است.

  • چرا عزّت اختصاص به پروردگار دارد؟ چون وجود اختصاص به پروردگار دارد. هر وجودی در عالم تصّور بشود حقیقتش و ریشه اش به وجود پروردگار برمی‌گردد و چون وجود اصل و خیر در همه امور است پس بنابراین وجود پروردگار كه اصل همه موجودات است او منشاء برای امور حقیقی است و امور اعتباری دیگر در ذات پروردگار راهی ندارد. فلسفه تشریع و فلسفه نظام تربیتی در اسلام اگر یاد رفقا باشد در آن وقتی كه راجع به این قضیه بحث می‌كردیم راجع به مسائل سیاسی اسلام به این نقطه برگرداندیم كه وجود در عالم، اختصاص به پروردگار دارد و چون اختصاص به پروردگار دارد پس آن آثار وجودی باید از این ناحیه سرچشمه بگیرد كسی دیگری وجود ندارد.

  • ...***اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها
  • تمام عالم از بین می‌رود. اگر یادتان باشد حتی چند مرتبه، بلكه بارها این مسئله را من تكرار كردم و باز تكرار خواهم كرد، چون تمام بنای وجودی و تربیتی در اسلام و در سلوك بر همین یك مسئله و این مبنا بنا شده، چند مرتبه من این مطلب را گفتم كه حتّی رسول اكرم صلَّی ال له علیه و آله و سلم با تمام خصوصیاتی كه دارد و با تمام قدرتی كه دارد و با تمام حیطه وجودی كه دارد، رسول اكرم در قبال وجود پروردگار صفراست، صفر، نه نیم، صفر است. یعنی اگر ما وجود پروردگار را به اضافه بی نهایت یك عدد جبری فرض كنیم وجود پیغمبر اكرم می‌شود صفر، صفر، صفر، صفر. بقیه افراد دیگر به جای خود و اصلًا به طور كلّی فلسفه توحید همین را اقتضا می‌كند. این ولایتی هایی كه آمدند و می‌خواهند در قبال پروردگار وجودی برای ائمّه تصوّر كنند مانند شیخ احمد احسائی كه شیخیه از آنها نشأت گرفتند و بعضی از هم ولایتی های ما كه راجع به امیرالمؤمنین چه می‌كرد و چه می‌كرد و در قبال وجود پروردگار آن بالاتر ... ولی خب این هم نه، این برای خودش حساب و كتابی دارد، همه اینها در شرك محض هستند. امیرالمؤمنین تمام ذرّات وجودی خودش و سلولهای بدنش فریاد می‌زند كه من در قبال وجود پروردگار صفرم، صفر، صفر، صفر.