مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۲)
4برای سالك راه خدا، ملك سلیمان با گوشه گیری امیرالمؤمنین در منزل خود تفاوتی ندارد هیچ فرق نمی كند.
حضرت سلیمان علی نبینا وآله وعلیه السّلام به خداوند خطاب می كند كه خدایا به من ملك ومكنتی عنایت كن كه به احدی تا بحال ندادی، ندادی و خداوند به او ملك و سلطنت و حكومت را عنایت كرد.
یك وقت من در یكی از شهرستانها بودم یكی از علماء معروف در مشهد تفسیر قرآن می گفت شخص معروف و فاضلی هم بود الآن هم حیات دارد ایشان وقتی به قضیه حضرت سلیمان رسید شروع كرد بر حضرت تاختن وطعنه زدن وخورده گرفتن با عبارت های بسیار زشت و قبیح و وقیح كه حضرت سلیمان كلّه اش بو قورمه سبزی می داد آمده از خدا، تقاضای سلطنت میكند بیاید در اینجا، در مكتب امام صادق، ببیند امام صادق چه میگویند خجالت نمی كشی آخه آدم احمق! كسی به پیغمبر خدا كه این حرف را نمی زند! آخر فهم هم بسیار چیز خوبی است كه متأسفانه نسیبی برای شما نیست. حضرت سلیمان از نقطه نظر مدركات، ارتباطی با سر كار عالی ندارد كه شما خود را در آن مقام احساس می كنی و بعد می خواهی بگویی نه، این سلطنت چه فایده ای دارد، امام صادق می گوید انسان نیاز به سلطنت ندارد، منصور دوانیقی پیشنهاد خلافت می كند حضرت رد می كند، نمی دانم یكی از خراسان می آید حضرت میفرمایند ما این حرفها را نداریم. دیگر فكر این را نمی كند كه برای حضرت سلیمان علی نبینا و آله و علیه السّلام حكومت دنیا با گوشه گیری و عزلت در منزل تفاوتی ندارد او این حكومت را برای حكومت نمی خواهد او این حكومت را برای اقامه عدل می خواهد و در آن وضعیتی كه حضرت سلیمان از خدا تقاضا می كرد مظهریت اسم و صفت مالكیت پروردگار قرار گرفته بود نه اینكه از روی هوای نفس واحساسات و غلبهی هوی وغلبهی تعلّقات این مطلب مطرح شده اگر اینگونه باشد كه خدای متعال نمی آید واین را به پیغمبر خودش نسبت بدهد و یا اینكه اگر در این مسئله، نظر پروردگار، نظر مناسبی با این در خواست نبود در آیات به این قضیه اشاره می شد چطور اینكه در مشابه این قضیه، برای حضرت داوود، این مطلب وقتی كه پیدا می شود خداوند صریح وصاف مچ حضرت داوود را باز می كند و می گوید دراینجا اشتباه كرده «وَ خَرَّ داوود» داوود توبه كرد و به سجده افتاد ازآن مسئله ای كه درنفس او گذشته بود و چون حكایت از ضعف مراتب نفسی او داشت پیش خداوند انابه و ناله كرد.

