در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او

14552
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او

9
  •  چطور خدای متعال عملی را انجام می‌دهد كه این عمل از غیر او سر نمی تواند بزند؟! و او عبارت است از تغییر ماهوی اشیاء نه هوهوی، تغییر ماهیت اشیاء از مرتبه كدورت به مرتبه نورانیت و به مرتبه روحانیت.

  •  این مسئله برای چه كسانی است؟ نه برای همه‌ها بلكه برای افرادی كه واقعاً ازتحت تعلقات، خودشان را بیرون بیاورند و با قدم صدق و عزم راسخ و اهتمام بلیغ، قدم در راه سلوك و طریق او قرار بدهند، خدای متعال هم اولین پاداش و دشتی كه به آنها می‌دهد این قضیه است. می‌گوید تا به حال هیچ گناهی انجام ندادی! هیچ كاری مرتكب نشدی! بلكه كارهایی را كه همه را كردی من برایت ثواب می‌نویسم! در این دستگاه ما این مطلب هم وجود دارد. این را هم شما در كنار سایر مطالب قرار بدهید. این كار هم از ما بر می‌آید! این هنر هم از ما بر می‌آید! و مسئله اینطور است و این شوخی نیست‌ها! چشم بندی نیست‌ها!

  •  عرض كردم كه این مسائل به تجربه ثابت شده است. اگر قرار بر این است كه ما این مطلب را نفهمیم باید راجع به خودمان تجدید نظركنیم. باید به آن مسائلی كه در وجود ماست بیشتر فكر كنیم و باید نسبت به آنچه كه با او دست به گریبانیم، بیشتر بیاندیشیم.

  •  باز یكی دیگر از دوستان تعریف می‌كرد كه وقتی كه ما خدمت ایشان رسیدیم و پس از اینكه مدتی خدمت ایشان بودیم، نسبت به مطالبی كه بوده و اینكه در چه وضعیتی بودیم و حالا در چه قضیه ای قرار داریم، ما همینطور ناراحتی و احساس پشیمانی و ندامت و اینها داشتیم. یك روز ایشان فرمودند كه آقا! گذشته‌ها را خدا می‌بخشد، خدا ارحم الراحمین است. انسان نباید راجع به اینها فكر كند. مسئله عوض شده تغییرپیدا كرده است ایشان فرمودند: كه نه ...، او گفت: كه نه من نگرانم و اینها. ایشان فرمودند برو این كار را انجام بده و این توبه ی واقعی را انجام بده، دستوری را به او دادند و این رفت انجام داد، در صبح جمعه ای بود و می‌گفت من وقتی كه این مطالب را انجام دادم، آمدم ازمنزل بیرون، بین الطلوعین قدم زدم. تقریباً منزلش هم در بیرون شهر بود. میگفت: همین كه من حركت كردم در خیابان و جاده و در بیرون شهر حركت كردم، یك مرتبه متوجه شدم كه اصلًا من گناهی مرتكب نشده‌ام! ابدا! و هر چه به خود فكر كردم دیدم من كاری نكرده‌ام! این یك درجه فرق داشت باآن! این دید اصلًا كاری انجام نداده است! یعنی هر چه به ذهن خودش فشار آورد كه اعمال گذشته ی خود را یك باز نگری كند، دید چیزی در این پرونده وجود ندارد! هیچ! اصلًا هیچ! و تا الان هم همینه ها! الآن می‌گوید من كاری نكردم! خیلی هم خوب و خیلی هم راحت مثل سایر افراد هم دارد راه می‌رود، توی اجتماع كارمی كند و فرد بسیار با شخصیتی هم هست و مسئولیتی هم به عهده دارد و خیلی فرد عادی است. اما چطور این قضیه اتفاق می‌افتد؟ این برای این است كه درست آمد دو درصد هم برای خود نگذاشت، ده در صد نگذاشت، پانزده در صد نگذاشت. به قول مرحوم آقا راجع به بعضی از افراد كه من خدمت ایشان عرض كردم كه آقا اینها آیا با تمام وجود آمدند؟ فرمودند: نه آقا! اینها ده در صد را به ما