كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او
7الهی، این قضیه مشاهده میشود كه آنها هم همینطور هستند. یعنی یك ولی خدا، آن كسی كه به مقام بقا رسیده است و از مراتب تعینات نفس خارج شده است، كیفیت نظراو نسبت به افراد با ما تفاوت میكند و حال او و تعلق او نسبت به اشخاص با ما فرق میكند. اگر یك نفر من دیدم ... این مطلبی را كه خدمتتان عرض میكنم، به تجربه ثابت شده است.
راجع به آن قضیه اول بسیاری از افراد را من سراغ دارم، من جمله یكی از اشخاص میگفت وقتی كه من فردی بودم در معاملات خودم، در كار خودم، درارتباطات خودم، چنین و چنان بودم، وقتی كه خدمت مرحوم آقا رسیدم ایشان یك دستور توبهای به من دادند. شب سه شنبه ای بود كه من خدمتشان رسیدم و خیلی از گذشته خود پشیمان بودم در یك وضعیت بسیار ندامت گونه به سر میبردم. مرحوم آقا آمدند و به من این دستور توبه را فرمودند. من به ایشان گفتم كه آقا من خیلی گناه كردهام! ایشان فرمودند كه آقا خدا همه را میبخشد! تا فرمودند «خدا همه را میبخشد» نگاه كردم در وجود خودم دیدم من اصلًا گناه نكردهام! اصلًا گناه نكردهام! هر چه فكر كردم هر چه تأمل كردم ... یك ساعت پیش چه بود؟! یعنی حتی ...، بله! مثلًا كاری كه انجام داده است یادش است كه چه كاری انجام شده است، اما اینكه این كار گناه بوده، اثر منفی داشته است دیدم دیگر نیست! بله، كار را انجام دادم ولی چقدر كار خوبی هم بودهاست! خیلی تعجب كردیم! این كار انجام شده، ولی عجیب! چرا این پس برای من كدورت نیاورده است؟ آن دم ونفس ولی خدا كه مطابق با بروز و ظهور اسماء رحمانیه و رحیمّیه پروردگاراست ... چون ولی خدا مقام ابراز و ظهوراسماء پروردگاراست، كاری كه ولی خدا میكند با كاری كه من و امثال من میكنند تفاوت از زمین تا آسمان است. آن ولی خدا در مقام بروز و ظهور آن اسمائی است؟ كه خدا در قرآن دارد اؤلئِكَ یبَدِلُ الْ له سَیئاتٍهم حَسَنات. تبدیل سیئه به حسنه به چه نحوی است؟ بالاخره انسان باید تفكر كند، راجع به این قضیه تأمل كند كه چه جور میشود كه یك شیئی كه در خارج است وانسان از آن تنفّر دارد و از او دوری میكند و از آن حالت اشمئزاز دارد، یك مرتبه برگردد و تبدیل شود به یك موجودی كه مانند گل زیبا و خوشبویی است كه انسان نمی تواند او را از خود جدا كند! پس چطور ممكن است یك همچنین مسئله ای؟! البته از نظر ظاهری ممكن است خاكی، برگی، چیزی، اشغالی و از این مسائلی كه باشد، به واسطه تغییر وتبدلات فیزیكی تبدیل شود. اینها از نقطه نظر ظاهر ولی صحبت در این است كه آن حقیقتی كه در درون این منطوی است ... كه راجع به این قضیه امروز بنده میخواستم یك قدری صحبت كنم. ما هم صحبتهایمان مثل قولهایی است كه همیشه میدهیم! فرض كنید كه میگوییم راجع به این قضیه صحبت میكنیم. بعد یك دفعه سر از یك جای دیگر در میآوریم! آن حقیقتی كه در این مسئله منطوی است، آن حقیقت كه دیگر با مسائل عادی قابل سنجش و قابل معیار نیست! آن مسئله ای كه از روی جنبه ی كدورت نفسانی تحقق پیدا كرده است، او را چطور خداوند تغییر میدهد؟! اینجا مقام اعجاز پروردگارظاهر میشود كه چطور خدای متعال كاری را میكند كه آن كار از دست غیر او بر نمی آید؟!

