در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى

14362
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى

5
  • این انسان اگر قرار باشد رشد و تعالی پیدا كند باید در یك محیط فرهنگی و تربیتی قرار بگیرد تا بتواند رشد پیدا كند؛ در هر زمینه‌ای چه رشد مادی و چه رشد معنوی در این مسئله تفاوتی ندارد اگر بخواهد به علوم امروزی دست پیدا كند با نشستن در منزل دست پیدا نمی‌كند، باید آستین‌ها را بالا بزند، همّت را برای خود منشأ برای همه تكاملات قرار بدهد و حركت كند، در هر نقطه‌ای كه می‌خواهد برسد، می‌خواهد صنعتگر بشود باید پیش صنعتكار برود. می‌خواهد دارای حرفه و مهنه‌ای بشود باید مراجعه كند، می‌خواهد در مجامع علمی شركت كند باید بلند شود برود، این‌طور نمی‌شود در منزل بماند. پس برای تكامل فكری و تكامل روحی نیاز به تربیت است، این را می‌گویند مقام عمل. در مقام عمل انسان باید به شرایط و لوازم و حدود و قیودی كه آن محیط و آن موقعیت آن را به آنچه از اهداف و اغراض می‌رساند باید به آن شرایط توجه كند، باید ملتزم باشد. به صرف وارد شدن در یك محیط علمی انسان عالم نمی‌شود به قول مولانا:

  • كی بود دانستن سركنگبین‌***دفع صفرای نگار مهجبین‌
  • با دانستن، صرف دانستن حالا این دانستن را ما زودتر گفتیم گاهی اوقات نه، منظور ما همین بدست آوردن این نكات علمی است، حالا در مرتبه عمل طبعاً آن بماند. مولانا می‌گوید كه برای رسیدن به یك مرتبه از تكامل به صرف اینكه در اینجا این را درس می‌دهند این فائده‌ای ندارد، باید در سر كلاس حاضر بشوید و بنشینید و تعلّم كنید و به مطالبی كه استاد می‌گوید توجه كنید و بعد شب بروید مطالعه كنید، این تازه مرتبه اول‌است. در مقام عمل این مطالب برای بعد است كه چطور انسان عمل كند و به مقتضای این علم بتواند خودش را وفق بدهد.

  • این مرتبه كه انسان در این دنیا برای كسب معرفت ظاهری خود را به تكاپو و به تلاش و تقلّا می‌اندازد لازمه تمام وصول به اهدافی است كه هر شخصی در هر رتبه‌ای می‌خواهد به آن دسترسی پیدا بكند، در هر حرفه و مهنه و هر فنّی. تاریخ به یاد ندارد كه یك شخص از ابتدا دارای فلان علم شده باشد. تاریخ سراغ ندارد شخصی از ابتدا حكیم باشد، از ابتدا ریاضی‌دان باشد، از ابتدا یك پزشك باشد، از ابتدا یك عالم باشد، از ابتدا یك مجتهد مبرّز باشد، از ابتدا یك عارف باشد. یك همچنین مسئله‌ای نیست مگر در بعضی از موارد خاصّ كه از ناحیه پروردگار لطف خاصّ هست كه انبیا و ائمّه را در بر می‌گیرد كه این فقط مربوط به آنهاست. اما افراد عادی یك همچنین مسئله‌ای وجود ندارد. اگر بوده این قضیه مربوط به حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السّلام بوده‌ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا مریم، ٣٠ از همان ابتدای تولد در این دنیا، حضرت عیسی می‌فرماید: به من خداوند كتاب داده. نمی‌گوید كتاب می‌دهد، نمی‌گوید بعداً وقتی‌كه به بلوغ رسیدم بیست سی سالم شد كتاب می‌دهد، الان كه روی دست مادرم هستم، الان كه یك طفل رضیع و شیرخوار هستم، الان خدا به من كتاب داده است. منتها بروز و ظهور این مسئله بعداً خواهد بود. فعلًا من در مقام طفولیت هستم كسی هم حرف ما را قبول نمی‌كند حالا بعداً ولی الان به ما دادند.