در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى

14362
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى

2
  •  

  •  

  • أعوذباللَه من الشيطان الرجيم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحيم‌

  • وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد

  • وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين‌

  •  

  • امام صادق علیه السّلام پس از عبارت سابق‌الذكر می‌فرمایند: وَ جُملَةُ اشتِغَالِهِ فِيمَا أَمَرَهُ اللَه تَعَالَي بِهِ وَ نهَاهُ عَنه؛ بنده برای رسیدن به مقام عبودیت و تحقّق معنای عبودیت در وجود او، و اتصال سرّ و نفس او به ذات پروردگار به حیثی كه هیچ نوع شائبه كثرت و انانیت و نفسانیت در وجود او نباشد و تمام زوایای تعلّقات در وجود او از بین برود، باید جمله و تمام اشتغالات خود و كارهایی را كه انجام می‌دهد منحصر كند در آنچه كه خداوند به او امر كرده و در آنچه كه خداوند او را نهی كرده. این كلام امام صادق علیه السّلام است.

  • وَ جُملَةُ إشتِغَالِهِ فِيمَا أَمَرَهُ اللَه تَعَالَي بِهِ وَ نَهَاهُ عَنهُ. جُملَةُ إِشتِغَالِهِ‌ همه كارش، تمام امورش، تمام برنامه‌اش، تمام اشتغالاتش، جُملَةُ یعنی همه، هیچ جای خالی نگذارد، مقداری را انجام بده و مقداری را ترك بكند، نه! این را نمی‌گویند جمله. بِالجُمله یعنی همه. تمام امورش را در این مسئله متمحض كند. این عبارت، خیلی عبارت پرمغزی است؛ حضرت نمی‌فرمایند كارهایش را بر طبق رضای خدا قرار بده. این یك عبارت متداول و متعارفی است، همه هم می‌گویند كه انسان باید امورخودش را بر طبق رضای الهی قرار بدهد، مرضی لله باشد، مُمضی باشد، برنامه زندگی‌اش باید بر طبق دستور باشد و تكلیف باشد. اینها عباراتی است كه مطلب را می‌رساند ولی آن تأكید لازم را كه مقصود و منظور امام علیه السّلام است شاید نرساند. اما امام علیه السّلام با این جمله آن تأكید را هم بیان می‌كنند وَ جُملَةُ إشتِغَالِهِ؛ تمام مسئله‌اش، تمام برنامه‌اش باید به این كیفیت باشد.

  • چرا باید این‌طور باشد؟ چرا انسان برای رسیدن به مقام عبودیت كه بارها عرض شد بالاترین مرتبه معرفت و كمال انسانی است باید همه امورش را بر طبق رضای الهی قرار بده، بر طبق آنچه كه مأمور است و بر طبق آنچه كه نهی شده، چرا باید این‌طور باشد؟ این چه تحمیلی است كه خدای متعال بر ما كرده؟ این چه تضییقی است چنانچه خیلی‌ها می‌گویند خدای متعال ما را در این مضیقه و منگنه قرار داده چرا باید ما این‌طور باشیم؟ چرا باید از خود اختیار انتخاب نداشته باشیم؟ چرا انسان باید در عمل و در انتخاب مسیر آزاد نباشد؟ آزادی در هر مقوله‌ای و در هر عرصه‌ای، چه در عرصه اندیشه و فكر، و چه در عرصه عمل، چرا باید از انسان سلب بشود؟ چرا امام صادق می‌گویند باید تمام برنامه زندگیتان، نه یك مقداری، نه یك مقداری را انجام بدهیم یك مقداری را انجام ندهیم، یك روز انجام بدهیم یك روز انجام ندهیم، هر وقت كه نفس ما تقاضا كرد انجام بدهیم و در غیر این موارد نه! بدنبال كار خود باشیم. سرّ مسئله در كجاست؟ این اهتمام و تأكید حضرت بر چه اساس و چه ملاكی است؟ اگر نكنیم چه مسئله‌ای پیش می‌آید، و چه مطلبی فوت می‌شود؟ بالاخره اینها سؤالاتی است كه طبعاً هم سابق و هم امروزه این سؤالات مطرح است.