كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت
6ولی خدا كه با كسی غرض ندارد. نیا آقا جان! لذا آن آقا هم رفت! خوش آمدی! هزار تا مثل تو هم آمدند و رفتند! مسئلهای تغییر نكرد و ضرری متوجه ایشان نشده. ضرر متوجه كی شد؟ الان كه این شخص در آن طرف قضیه است الان دارد توی سرش میزند ها! آنموقع اینطور نبود قضیه! الان دارد میبیند چه كلاهی سرش رفته است. الان آقا را دارد آنجا میبیند البته از دور أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ فصلت، ٤٤ از دور دارد آقا را میبیند وضع خودش را هم میبیند!
خب مسكین! این شخصی كه این حرف را میزند به مقتضای قاعده عقلیه، تو در آنجا میبایستی كه یك محاسبه كنی؛ شما خدمت ایشان به چه لحاظی رسیدی؟ اگر به لحاظ یك فرد متعارف رسیدی كه از اینافراد متعارف هزارها وجود دارد، اگر به لحاظ یك فرد برتر رسیدی همین عقل تو و همین فهم تو حكم میكند بر اینكه این برتری در همه موارد باید لحاظ بشود و اینكه چیزی از او كم نمیشود و با كسی حسابی ندارد، با كسی مسئلهای ندارد، با كسی پدركشتگی ندارد، با كسی خرده حسابی ندارد. بفرمایید آقا، عمل بكنید، كردید. نمیكنید هم نكنید. بقول مرحوم آقا میفرمودند: مقام عزّ پروردگار را در وجود اولیاء خدا بیابید، عزیز.
ما این مسئله را احساس میكردیم؛ وقتی خدمت مرحوم آقای حدّاد میرسیدیم یا خدمت مرحوم آقا كه میرسیدیم آنقدر آنها را در عزّت میدیدیم، آنقدر در مراتب بالا میدیدیم كه واقعاً شرمنده بودیم و از خجالت آب میشدیم. چطور اینها میآیند با ما حرف میزنند. این كسی كه اصلًا تمام دنیا را به یك مویی از بدنش معاوضه نمیكند؛ تمام دنیا و مافیها را! این حالتی كه عرض میكنم حالتی بود كه احساس میكردیم ها. حالا امروز در ضمن مسائل شاید به این مطالب اشاراتی یا مثلًا بیش از اشاراتی هم داشته باشیم برای اینكه بالاخره مطلب را در این زمینه دیگر تمام كنیم و از این فقره حضرت بگذریم.

