كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت
2أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
گرچه راجع به فقره شریفه حدیث «عنوان بصری» كه حضرت میفرمایند وَ لا يدَبِّرُ العَبدُ لنفسهِ تدبيراً مطالبی در موارد مختلف باقی مانده كه نسبت به آن موارد شاید ما امروز اشارتاً یك صحبت كلی داشته باشیم. ولی از آنجاییكه به نظر میرسد مسئله یكقدری بیش از اندازه طول كشید، لذا انشاءاللَه این بحث را امروز تمام میكنیم تا اینكه از جلسه بعد به حول و قوه پروردگار به فقرات دیگر بپردازیم.
اگر نظر شریف رفقا باشد در ابتدای این فقره، این مسئله مطرح شد كه درحالیكه بنای اسلام بر ایجاد نظم و تدبیر دقیق در همه امور زندگی چه شخصی و چه اجتماعی است و برای همه مسائل در اسلام تكلیف تعیین شده است. البته مراتب تكلیف متفاوت است؛ یك مرتبه، مرتبه الزام و وجوب، یا حرمت است. ولی مراتب دیگری هم كه كراهت و استحباب باشد هست. مراتب اخلاقی در قبال مراتب تكلیفی هم وجود دارد. بهطوركلی [هیچ موضوعی وجود ندارد كه] اسلام در آن مورد، حكمی نداشته باشد.
البته منظور ما از احكام اسلامی صرفاً آنچه كه در رسائل عملیه ذكر میشود نیست؛ بلكه به معنای عام و وسیعتری است. مقصود عبارت است از تعهد یك مسلمانی كه میخواهد در راه خدا حركت كند، نه مسلمانی كه بین خود و خدا مانع ایجاد كرده. نه مسلمانی كه بعضی را قبول و بعضی را رد میكند، نه مسلمانی كه نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ النساء، ١٥٠ خود را تلقی میكند.
مسلمانی كه میخواهد مسیر تكاملی خود را طی كند این مسلمان در هیچ كار و قدمی و مقالی نیست الّا اینكه خدای متعال برای او میزان قرار داده است. میزان یعنی قوه مایزه حقّ از باطل. از آن میزان اگر تبعیت كرد همان مرتبه تكاملی خود را به فعلیت میرساند. از آن میزان اگر تبعیت نكرد آن مرتبه برای او ناقص خواهد بود. مانند یك شخصی كه در دانشگاه در رشتههای مختلف باید تحصیل بكند حالا در یك قسمت در كلاس حاضر نشود طبعاً آن یك قسمت از او فوت میشود، او نمیتواند به آن برسد. باید مسائل دیگری را انجام بدهد.

