در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظایف و مسئولیت های زنان از منظر اسلام

14478
عنوان بصری
نسخه عربی

وظایف و مسئولیت های زنان از منظر اسلام

2
  •  

  •  

  • أعوذباللَه من الشيطان الرجيم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحيم‌

  • وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد

  • وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين‌

  •  

  • بحث راجع به كیفیت ارتباط بین زوجین بود. حقوقی كه زن نسبت به مرد دارد بیان شد و متقابلًا صحبت در حقوق مرد بر زن بود. البته همان‌طوری كه این مسئله عرض شد مسائلی كه مطرح می‌شود براساس استفاده از متن احادیث و روایات مسلّم و موثّق از اهل بیت علیهم السّلام و تواریخ و مقارنات و شواهد و قرائن دالّه بر این مسئله است. بدون دخالت و اظهار سلیقه اضافی و تغییر و تبدیل و تأویل و توجیه.

  • نسبت به این مطلب آنچه كه از ائمّه علیهم السّلام به‌دست ما رسیده است را خدمت رفقا و دوستان عرض می‌كنم. همین‌طور سیره و ممشاء و منهج اولیاء دین كه مؤید مفاد روایات و احادیث است و كلمات بزرگان در این زمینه كه به عنوان شاهد صدق بر روایات و بر احادیث و آنچه كه از ائمّه علیهم السّلام بدست ما رسیده است بدون كم و زیاد.

  • ان‌شاءاللَه به حول و قوّه الهی اگر خداوند توفیق بدهد امروز این مطلب را تمام می‌كنیم و با توفیقات پروردگار در جلسه آینده به موضوع دیگر می‌پردازیم.

  • برای تتمیم بحث و تكمیل مطلب به عنوان مقدمه تذكر دو سه مطلب لازم است.

  • مسئله اول اینكه: همان‌طور كه در طی بحث‌های مبانی سیاسی حكومت اسلام خدمت دوستان عرض شد مهم‌ترین تكلیف و وظیفه‌ای كه حكومت و بالخصوص حكومت اسلام نسبت به رعایا و افراد مملكت خویش دارد این است كه در دو جنبه ظاهر و باطن، و در دو طریق تكاملی قوانین و مقررات اجتماعی و تكمیل نفوس و به فعلیت درآوردن نفوس همراه با این جریان اجتماعی حركت كند. خصوصیتی كه یك حكومت اسلام با سایر حكومت‌ها دارد این است كه: در سایر حكومت‌ها بر فرض اجرای عدالت، همّ و غمّ مسئولین حكومت بر این است كه مسائل ظاهری مردم را به مقتضای عدالت تطبیق بدهند و هر كسی از نقطه نظر استعدادها و امكاناتی كه در اختیار دارد بتواند در به فعلیت درآوردن آن امكانات و آن استعدادات خود را بدون مانع و بدون هیچ‌گونه ردع و مضیقه‌ای احساس كند؛ اگر شخصی پول دارد، امكانات دارد، سرمایه دارد در هر مسیری كه قانون به او اجازه می‌دهد فقط آنچه كه در آنجا مدّ نظر است این است كه تعدّی به حقوق دیگران در این مسائل و جریانات اجتماعی و كسب و اشتغال نباشد. بعد هر كاری كه می‌خواهد انجام بدهد، دیگر حكومت نمی‌تواند جلوی او را بگیرد. اگر نتوانست مقصر خود اوست. یا اینكه تنبلی موجب می‌شود كه او نتواند آن امكاناتی كه دارد در اختیار بگذارد. یا اینكه شخص استعدادی دارد و می‌تواند آن استعداد را در طریق شكوفا شدن و رساندن به فعلیت‌ها به كار ببندد. حكومت و جامعه لوازم و ابزار این شكوفایی را در اختیار او قرار بدهد. این نهایت لطف و عنایتی است كه یك حكومت عادی حداقل می‌تواند در اختیار افراد قرار بدهد.