پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
6علّت عدم توان معارضۀ مخلوقات با خداوند متعال
حالا ببینیم مخلوق خدا میتواند با خود خدا معارضه کند یا نه؟ این هم معقول نیست، چون معارضه: یعنی مقابله کردن، و موجودات همانطوری که در اصل وجود احتیاج به علّت دارند، در بقا و استمرار وجود هم احتیاج به علّت دارند. موجوداتی را که پروردگار خلق کرد، همینطور که در اصل خلقت افاضۀ وجود شد تا اینکه آنها پدید شدند، دائماً باید به آنها افاضۀ وجود بشود تا آنها مستمِر باشند؛ یک لحظه اگر افاضۀ وجود از آنها قطع بشود، در آن فرض عدماند! پس «المُمکِنُ کما یَحتاج فی أصل وُجوده إلی المؤثّرِ، یَحتاج فی بَقائِهِ إلی المؤثّرِ أیضًا.»1
حالا این موجودی که میخواهد با خدا منازعه کند، در فرضِ همین وجودش دارد از خدا نیرو میگیرد، در همین معارضهاش باید از خدا نیرو بگیرد! آنوقت چه قسم معارضه فرض میشود؟! معارضه، معارضۀ صوری میشود؛ از خدا دارد نیرو میگیرد، قوّه میگیرد و میخواهد با خود خدا پنجه نرم کند! این پنجهنرمکردن در مُلک خداست، در حکومت خداست، در مُشت خداست، به اراده و به قضای خداست! پس در واقع یک تخیّلی میکند که من دارم با او نزاع میکنم، نزاعی نیست! نزاع فرض نمیشود،2«وَ لا تُنازَعُ فی مُلکِکَ».
مسئله مشکل نشود! ما مقداری میخواهیم آسان صحبت کنیم؛ مسئله یکقدری بیاید روی برهان، مشکل میشود، ولی خب بیبرهان هم که نمیشود، هر مسئله بایستی که برهان داشته باشد!
تطابق عقل و نقل و شهود
مسائل شرعی ما بر سه پایه است:
یکی: بر اساس تعبّد و شریعت که از طرف پیغمبر و ائمّه آمده است.
و دوّم: بر اساس تفکّر فلسفی که قرآن ما را دعوت به تفکّر میکند و روی پایههای برهانی، عقیده را استوار میکند.
سوّم: روی پایۀ وجدان و شهودِ دل و قلب؛ [یعنی اگر شریعت و استدلال را] قبول نداری، خودت بفهم مسئله چیست!3 و این خیلی عجیب است که در سه مرحله، مسائل شرعی با همدیگر تطبیق میشود.4
- همان، ج ٧، ص ٣٢١ ـ ٣٢٢؛ شرح المنظومة، ج ٢، ص ٢٦٢ ـ ٢٦٤.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون جواب از شبهۀ ابنکمونه رجوع شود به: توحید علمی و عینی، ص ٢٨٠ ـ ٢٨٨؛ الله شناسی، ج ٢، ص ٢٧٧ ـ ٢٣١ و ج ٣، ص ١٨٩ ـ ٢٠٢؛ مطلع انوار، ج ٥، ص ١٣٥ ـ ١٣٧؛ الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ١٣٣؛ شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥١٩.
- رجوع شود به مهرتابان، ص ١١٢ ـ ١١٨.
- رجوع شود به مهر تابان، ص ١١٨.

