پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
5غیر معقول بودن فرض دو وجود نامتناهی
خدایی که ذاتش واجب است و لا یتناهیٰ، دیگر بالای این لا یتناهیٰ چه میشود فرض کرد؟! دیگر خارج از لا یتناهیٰ چه میشود فرض کرد؟! فرض موجودی خارج از لا یتناهیٰ غیر معقول است! چون میگوییم که: این خدای ما لا یتناهیٰ است، [پس باید بگوییم]: آن خدای دیگر که از این قویتر است، لا یتناهیٰ بودنش بیشتر است! اصلاً در لا یتناهیٰ بیش و کم معنا ندارد، لا یتناهیٰ: یعنی بیحد؛ اگر گفتید: آن خدا وجودش قویتر است، یعنی خدای ما محدود به یک حدّی است که او از این اقویٰ است، پس این محدود شد؛ محدود لا یتناهیٰ نیست. پس فرضِ خدای لا یتناهایی بر فراز و بر فوق این لا یتناهی موجبِ بطلان صورت مسئلۀ ما میشود، و این اصلاً معقول نیست! توجه کردید؟!
معارض ضعیفتر هم که معلول است و مخلوق خدا
پس از این دو صنف بگذریم، بیاییم در آن موجوداتی که از خدا ضعیفترند و میخواهند با او منازعه کنند؛ اینها ممکناند و مخلوق خدا، چون هیچ موجودی را ما نمیتوانیم فرض کنیم که از ذات خدا ضعیفتر باشد الاّ اینکه مخلوق است. وجود مستقلّ بالذّاتی که مخلوقِ این پروردگار نباشد و خود به خود باشد، معقول نیست! برای اینکه روی فرض ما، وجودش از این خدا ضعیفتر است، در اصل وجود و در صفت مانند: علم و قدرت و حیات، ضعیفتر است، ضعیفتر است یعنی محدود به حدّ است، اگر محدود به حدّ نباشد که لا یتناهیٰ است و او در فرضِ رتبۀ واجب است، ما ضعیفتر فرض کردیم؛ محدود به حد است، موجودی که محدود به حدّ بود، ممکن است، و امکانْ لازمهاش معلولیّت است؛ این در فلسفۀ متعالی ثابت شده است.1 لازمۀ امکان معلولیّت است، هر موجودی که ممکن باشد، معلول است و بالذات نیست، و محال است که موجودِ ممکن، لا یتناهیٰ باشد! تمام موجودات ممکن محدودند به یک حدّی؛ پس بنابراین این موجودی را که ما از خدا پایینتر فرض کردیم، مخلوق خداست.
- الحکمة المتعالیة، ج ٦، ص ١٤ ـ ١٦.

