در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

19017
نسخه عربی

پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

3
  • وَ لا تُنازَعُ فِی مُلکِکَ؛ «در مُلک و پادشاهیِ تو نزاعی نمی‌شود، کسی نمی‌تواند نزاع کند!»

  • چون آن کسی که می‌خواهد در پادشاهی و قدرت تو نزاع کند، یا در ردیف توست از نقطۀ نظر قدرت و سعۀ حکومت، یا بالاتر از توست، یا پایین‌تر از توست؛ از این سه فرض که خارج نیست.

  • اگر هم‌ردیف تو باشد، فرض مسئله ایجاب می‌کند بطلانِ خود مسئله را؛ به این معنا که ما قائل به یک موجودی بشویم در ردیف خدا، هم‌قطار و هم‌تراز با خدا، و هم‌ردیف با او از نقطۀ نظر قدرت و علم و حیات و اسماء و صفات، و این با مُلک خدا و قدرت خدا منازعه کند؛ یک هم‌چنین موجودی باید فرض کرد.

  • شبهۀ ابن‌کمونه و جواب آن

  • و این شبهه‌ای است که ابن‌کمونه کرده؛ شبهۀ ابن‌کمونه این است که:

  • شما که می‌گویید: خداوند واحد و واجب‌الوجود، همۀ این عالم را با صفات و اسماء خود اداره می‌کند، چه اشکال دارد که ما یک خدای دیگری فرض کنیم با تمام این خصوصیّات و در امر تدبیر این عالَم هر دو مشترک باشند، این مستقلاًّ و آن مستقلاًّ؟!1

  • از این شبهه جواب‌هایی داده شده است؛2 و آن جوابی که خیلی عالی و صحیح است، این است که: فرضِ وحدت پروردگار، رد می‌کند فرض خدای دیگر را؛ چون خداوند در ذات و در صفات و در اسماءِ خود لا یتناهیٰ است، یعنی در سعۀ وجودی خود، محدود به حدّ و مقیّد به قیدی نیست. آن‌وقت می‌گوییم: این پروردگار ما ـ که خدای اوّل فرض کردیم ـ یا اینکه وجود او و علم او و حیات او و قدرت او آن‌قدر سعه دارد، دارد، تا آن خدای دیگر را هم گرفته، پس بنابراین خدای دیگر در مقابل این خدا معقول نیست، یعنی تصوّر نمی‌شود؛ یا اینکه نگرفته است و دیوارۀ حدّ وجود او متّصل به دیوارۀ حدّ وجود آن خدا است، پس این خدا دیگر لا یتناهیٰ نیست، بسیط نیست، محدود است به این حد!

    1. الله شناسی، ج ٣، ص ١٨٩ ـ ١٩٠؛ الحکمةُ المتعالیة فی الأسفارِ العقلیةِ الأربعة، ج ١، ص ١٣٢؛ شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥١٣ ـ ٥١٧.
    2. شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥١٧ ـ ٥١٨.