
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
کتمان سرّ یکی ازمهمترین اصول سیر و سلوک
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
7آنوقت حضرت میفرماید: کسی که استخوان کسی را بشکند، جبرش بر عهدۀ اوست؛ باید خودش آن استخوان را پیوند بزند و جوش بدهد. اینکه این بندۀ مسکین را ضایع کردی و چیزی را که زیادتر از استعداد او بود بر او تحمیل کردی و او را شکستی، دیهاش و تعهّد و مسئولیّتش و جبرش بر عهدۀ تو خواهد بود. با مردم مرافقت کن و آنها را کمکم بالا بیاور؛ کمکم، ذرّه ذرّه تعلیم کن؛ یک مطلب را فرا بگیرند، یاد بگیرند، بعد برو سر مطلب دیگر؛ یک مطلب را به آنها نشان بده، بعد برو سر مطلب دیگر.
این ایمان که دارای درجات مختلفی است مثل غذا میماند؛ انسان غذایی را که میخورد باید هضم کند؛ اگر قبل از هضم، غذای دیگری بخورد این تُخَمِه1 شده و علّتِ هلاکتش میشود. ولی وقتی مطلب را گرفت و قبول کرد و هضم نمود، مطلب دیگری دنبالش میآید، حالا مطلب گفتاری باشد یا عملی باشد؛ و قبل از هضمِ آن مطلب اوّل، مطلب دیگر، مقام دیگر، درجۀ دیگر، کلاس دیگر، طیّ نمیشود.
اینها همه راجع به این است که بایستی انسان نسبت به اسراری که خودش دارد کَتم سرّ داشته باشد و با مردم به طور مماشات رفتار کرده و آنها را در راه بیاورد.
عُجب و خودپسندی؛ پیامد افشای اسرار
ثانیا: جهت دیگر اینکه اسراری که خدا به تو داده اگر برای دیگران بیان کنی، موجب عُجب خودت میشود. چون فرض این است که انسان هنوز از نفس نگذشته تا در حرم خدا برود؛ اگر هم در حرم خدا رفت و به خدا متّصل شد در حالیکه هنوز از نفس نگذشته، آنوقت اگر از مشاهدات و حالات خوب خود بیان کند، نفس او به خود مغرور میشود؛ لذا انسان نباید از کید نفس ایمن باشد. بله! اگر از نفس گذشته بود و به خدا متّصل شد دیگر هر کاری کند کار خداست، کار نفس او نیست.
- لغتنامه دهخدا: «در اصطلاح پزشکان عبارت است از تباه شدن خوراک در معده، و استهاله خوراک به کیفیّتی غیر سالم.» (محقّق)
