در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر

کتمان سرّ یکی ازمهم‌ترین اصول سیر و سلوک

15846
جلسات
نسخه عربی

لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر

3
  • همین‌طور می‌رود، می‌رود، تا خودِ حرم پروردگار و مقام وصل و لقاء پروردگار و مقام ورود در حرم امن و امان الهی، آنجا به هر موجودی مادون آن ذات اَقدس بخواهد افشاء کند، کشف سرّ کرده است؛ چون آنجا حرم است؛ آنجا هم‌سرّ انسان و هم‌راز انسان، ذات مقدّس حضرت حقّ است؛ آنجا نباید لب بگشاید؛ چرا؟ برای اینکه لب گشودن، یعنی ابراز کردن، و آنجا مقام، مقامِ ابراز نیست، مقام زبان گشودن نیست؛ آنجا ذات است و ذات هم بر ذات خود اطّلاع و علم دارد.

  • افشای اسرار الهی: عاملی برای قهر خداوند

  • اگر انسان کشف سرّ کند، خدا قهرش می‌گیرد و دوست ندارد؛ چون حرم، حرم امن است؛ راه، راه عشق است؛ راه محبّت است؛ این راه بدون عشق و محبّت اصلاً محال است طیّ بشود؛ و از رموز عشق و محبّت این است که اسرار داخل حرم نباید در خارج بیان بشود.

  • در همین عشق‌های مجازی شما ملاحظه بفرمایید، می‌بینید که مثلاً اگر آن سرّی که بین معشوق و عاشق هست، اگر عاشق به غیر ابراز کند، بزرگترین گناه را کرده، و اگر تمام گناهان را مرتکب بشود، در نزد معشوق به اندازۀ این گناه نیست که تو آمدی سرّ مرا که بین من و تو است، به غیر ابراز کردی. «کُلُّ ذَنبٍ لَکَ مَغفورٌ سِوَی الإِعراضِ عَنّی»؛1 تو که رفتی به غیر بیان کردی، این اعراضِ از آن مقام اتّصال و وحدت و محبّت و صمیمیّت و وداد و یگانگی که با من داری است؛ رفتی به غیر مراجعه کردی؛ و این ذنب، ذنبِ لا یُغفَر است.

  • غیرت خداوند؛ دلیلی بر حرمت فواحش

  • و لذا پروردگار هم غیور است. روایت است که پیغمبر فرمود: «إِنَّ سَعدًا لَغَیورٌ و أَنَا أَغیَرُ مِن سَعدٍ و اللَه أَغیَرُ مِنّی، و مِن غیرَتِهِ حَرَّمَ الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها و ما بَطَنَ.»2و3 «سعد (سعد بن عباده) مرد غیوری است ـ در داستانی که در تاریخ ذکر شده ـ و من از سعد غیورترم، و خدای من از من غیورتر است؛ و چون غیور است و غیرت دارد، فواحش را ما ظَهَرَ مِنها و ما بَطَنَ، چه آشکار باشد، چه پنهان، آنها را حرام کرده است.»

    1. قوت القلوب، ج ٢، ص ٩٦:
      «سُمع ابراهیم بن ادهم و هو أحد المحبّین قائلًا یقول فی سیاحته نظمًا:
      کلُّ شیءٍ لک مغفورٌ سِوَی الإعراض عنّی *** قد وَهَبنا منک ما فات، بَقِی ما فات منّی.
    2. جامع السعادات، ج ١، ص ٢٣٩؛ کنز العمّال، ج ١١، ص ٦٨٨، با قدری اختلاف.
    3. مهر تابان، ص ٢٤٧، تعلیقه:
      «به درستی که سعد بن عباده غیور است و من از او با غیرت‌تر هستم، و خداوند تعالی از من با غیرت‌تر است؛ و از غیرت اوست که هر زشتی را حرام نموده، چه ظاهر و چه باطن.»