
دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر
دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر
4امّا اگر یك جامعهای پیدا شود كه این جامعه بدون قانون، خود افراد آن جامعه از روی تعقل و از روی بینش حریم خود را حفظ كنند و موقعیت خودشان را دریابند، طبعاً میشود گفت كه انسان به این جامعه میتواند نظر خوشی داشته باشد. ولی متأسفانه اینطور نیست. چرا؟ زیرا بشر نتوانسته است آن حقیقت و واقعیت خودش را دریابد، نتواسته است به آن موقعیت ممتاز خودش پی ببرد. تصور كرده كه او هم مانند سایر حیوانات محدودیتی در زندگی و محدویتی در زمان و مكان دارد. منتها با تفكر و قوّه عقلانی خود میتواند زندگی بهتر و وصول به منافع بیشتری برای خود كسب كند. همین و بس، همین و بس.
یك وقتی در مقالهای میخواندم در زمان سابق یكی از رؤسای بعضی از كشورها حالا شاه بود یا رئیس جمهور ایشان در یك كشوری رفته بود و دو سه روز در آن كشور قرار داشت ظاهراً انگلیس بود و مسائل و مطالبی مطرح شده بود. در مراجعت خود آنچه كه از همه بیشتر برای این شخص معجب بود و جلبتوجه او را كرده بود، پذیرایی بود كه آن كشور از ایشان كرده بود. صبحانه به چه نحو، نهار به چه نحو، شام به چه نحو و بقیه مسائل. این نهایت ادراك و نهایت فهم و بینشی است كه متأسفانه حكّام جاهل امروز بالأخص، و مردمِ از خود غافل امروز، بهطور عام مبتلای به این مسئله هستند و ارتباطات و گزینشها را فقط در این موارد جستجو میكنند. همین مسئله هم در میان ما هست، همین مسئله هم در میان ما موجود است، حتی در خود ما هم این مطلب هست!
ظاهراً یكی دو سال گذشته بود یك مجلسی بود كه به مناسبت عید بر پا شده بود. من نشسته بودم و دیدم دو سه نفر دارند با هم صحبت میكنند. صحبت در این بود كه فلانكس چقدر من باب مثال در این مجلس سنگ تمام گذاشته، چقدر در این مجلس از مأكولات و از مسائلی كه طبعاً لازمه یك مجلس عید هست البته نه لازم به معنای واقعی بلكه لازم به معنای عرفی در آنجا قرار داشت. من خیلی متأثر شدم. چون نزدیك من بودند صدایشان كردم گفتم: حالا اگر این شخص نمیتوانست به این مقدار در این مجلس این مطالب را فراهم كند، مگر این شخص گناه كرده بود؟ آیا باید این مجالس را فقط افرادی در منازل خودشان قرار بدهند كه دارای امكانات بهتری هستند؟! ببینید، این تفكّر چه تفكّریست؟ این تفكّر از همان عدم ادراك صحیح مسئله ناشی میشود. اگر یك شخصی مجلس عیدی در منزل خودش بیندازد و با چای و شربت یا با یك نقل آن مجلس را بخواهد برگزار كند این به حساب نمیآید. حتماً باید خود را به زحمت بیندازد، حتماً باید از این طرف و آن طرف قرض كند و حتماً باید به نحوی مجلس خود را بیاراید كه جلب توجه دیگران را بكند. این صحیح نیست. این تفكّر ناشی از همین مسئله است كه ما به چه چیزی میاندیشیم و به چه چیزی ارج و بها میگذاریم. قیمت و ارزشی را كه ما در طرز تفكّر خود قرار میدهیم به چیست؟ روی همین اصل ما میبینیم كه دنیای امروز از مسئله معارف و كمالات اخلاقی به دور است. در عالم حیوانیت و خودمحوری سرگردان است، نمیداند كه چه كند و نمیداند چه روشی را انتخاب كند؛ چون خود را نیافته، واقعیت خود را هنوز درك نكرده، فقط به دنبال ظاهر است، فقط به دنبال خودسازی ظاهری است. به وجود خود هنوز پی نبرده است تا اینكه كارهای خود را بر آن اساس تطبیق كند و این مشكل، مشكل بسیار بزرگی است.
