
دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر
دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ ... سبإ، ٤٦ بحث ما راجع به كیفیت ارتباط بین افراد عائله و خانواده و بالأخص راجع به كیفیت ارتباط و نحوه تعامل بین زن و شوهر بود. بحث در مقدمات این مسئله به اینجا رسید كه: احكام اسلام یك احكام مرتبط و بههم پیوسته و بههم گرهخورده است و مقصود از تشریع و تبیین احكام، رسیدن به مرتبه تكاملی روح و به فعلیت درآوردن استعداداتی است كه خدای متعال برای انگیزه و جهتی و هدفی آن استعدادها را در وجود انسان تكوّن بخشیده و قرار داده و اگر قرار بر این بود كه انسان به آن مرتبه از تكامل و به آن هدف غایی نرسد و مقصود و منظور، فقط گذران زندگی در یك محدودیت خاص و با یك تعریف خاصّی باشد، دیگر ذخیرهسازی این استعدادها و این آمادگیها و این سرمایهها لغو و بیهوده میشد.
اگر مقصود صرف گذران زندگی بود و هدف، آمدن و كاری انجام دادن و صرفاً تولیدِمثل كردن و عمری را به نحو عادی گذراندن بود، همان طوری كه ما به رأیالعین در همه جوامع بشری این مسئله را ملاحظه میكنیم، دیگر نهادینه ساختن این استعدادها چه معنایی داشت؟ الان در بسیاری از جوامع بشری مسئله به همین كیفیت است؛ خوب كار كنند، خوب اطفاء شهوت كنند، خوب از لذات زندگی بهره ببرند و عمر خود را در یك محدودیتی به پایان برسانند و بمیرند. این نهایت كارشان است و مسئلهای است كه ما آن را مشاهده میكنیم. تمام تحقیقات، كاوشها و تلاشها در جوامع امروزی برای تندرستی بدن و جسم و ظاهر انسان است. تمام این لابراتوارها و مجامع علمی و دانشگاهی، و محیطهای علمی و فرهنگی برای بهتر و سالم نگهداشتن بدن انسان و استفاده بهتر از خصوصیات و منافعی كه مترتب بر جسم است. اگر جایی هم ما زمینهای برای اصلاح مسائل اخلاقی و روحی مشاهده میكنیم، این زمینه و این نقاط و این محیطهای بهداشتی و فرهنگی برای تأمین اخلاق و تأمین نفوسی است كه در سایه آرامش و اطمینان آن نفوس بدن بتواند بهتر به لذات خود برسد؛ یعنی اگر در یك جامعهای مسئله عدالت اجتماعی مطرح است این عدالت اجتماعی برای ترقّی روح مطرح نیست. برای این است كه كسی به كس دیگر تعدّی نكند تا اینكه افراد یك خانواده و افراد یك مجتمع و افراد یك تمدّن بتوانند در كمال آسایش، هركدام به خواستهای جسمی و دنیایی خود برسند. از مسئله كمالات روحی هیچ خبری نیست، از ارتقائات روحی خبری نیست الّا شذّ و ندر در بعضی از افراد كهانگیزههای خاصّی در آنها پیدا میشود، تبلور پیدا میكند و بعد همین تَكوتوك افراد حتی در همین جوامع به دنبال مسائلی ماوراء مسائل ظاهری و مسائل دنیایی و مسائل جسمی میگردند.
