حقیقت نفس و روح مرد و زن
7اینها مسائلی است كه برای رسیدن به كمال انسان تشریع شده، شارع اینها را برای رسیدن به كمال تشریع كرده. روی این جهت اساس و پایه احكام اسلام برای عبور و حركت از عالم ماده و طبع و عالم دنیا و رسیدن به مراتب فعلیت و معرفت و كسب آن كمالاتی كه خدای متعال آن را برای بندگان خودش وعده داده است، این عبارت است از احكام اسلام. پس بنابراین اینكه میگویند دو جور اسلام داریم اسلام ظاهر داریم، اسلام باطن داریم، اسلام ظاهر فقط عبارت است از رسیدگی به امور؛ و اسلام باطن عبارت است از حركت نفس، تمام اینها مطالب غیر قابل قبولی است.
اسلام، یك اسلام بیشتر نیست. ایمان، یك ایمان بیشتر نیست؛ اما آن ایمان مراتب دارد. یعنی رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم كه مبعوث شد، نیامد اسلام را دو دسته كند و افراد دور خود را به دو دسته و چند دسته تقسیم كند. از اول مبنا و ممشای رسول خدا بر رسیدن به آن نقطه بود. ائمه مبنایشان برای رسیدن به آن نقطه است. همه اولیاء خدا مبنایشان برای رسیدن به آن نقطه است. بله، در مقام عمل و در مقام مواجهه با مردم، مردم دارای دستههای مختلفی هستند؛ یكی قبول میكند، یكی قبول نمیكند.
شخصی خدمت امام صادق علیهالسّلام آمد میخواست مسافرت برود. گفت: برای من استخارهای كنید. استخاره كردند، بد آمد. ولی به مطلب امام صادق گوش نداد. تاجر بود، اثاث تجارتش و مایملك خود را برداشت و حركت داد و برای تجارت رفت و اتفاقاً سود بسیار خوبی هم كرد. برگشت آمد مدینه خدمت حضرت: یابن رسول اللَه این حكمت استخاره چه بود؟ شما استخاره كردید كه بروم بسیار بد آمد، ما رفتیم و مشكلی هم پیش نیامد و این همه هم تجارت كردیم و چند برابر هم سود بردیم. حضرت فرمودند: یادت میآید در فلان روز بواسطه اینكه قافله میخواست حركت كند نماز صبحت قضا شد. این استخاره بد مال آن بود. یعنی چه؟! یعنی تمام این كاری كه كردی، حركت كردی، رفتی تجارت كردی، چند برابر سود كردی، ارزش یك نماز قضا شدن تو را ندارد. اگر نمیرفتی و در اینجا میماندی و این سود را نمیكردی ولی در قبالش آن نماز صبح از تو قضا نمیشد آن برای تو مهمتر بود. الآن نمیفهمی! صبر كن دو روز دیگر عزرائیلجانت را بگیرد آنوقت میفهمی چرا استخاره بد آمد! آنجا میفهمی چرا بد آمد! آنجا میفهمی چه را از دست دادی!

