حقیقت نفس و روح مرد و زن
5احكام اسلام و قوانینی كه شارع مقدس برای ارتباطات بشر، چه در محیط اجتماعی و چه در محیط خانوادگی و شخصی وضع كرده آن قوانین برای رسیدن به آن مرتبه كمال است نه برای گذراندن این دو روز دنیا، این نكته محور برای بحث ماست؛ یعنی اگر به این نكته ما توجه كنیم بسیاری از اشكالات و اگر و امّاها همه حل میشود. اعتراضات دیگر تبدیل به خشنودی و خرسندی و رضایت میشود.
یك وقت مقصود از زندگی در این دنیا صرف گذراندن این دو روز است بههرنحوی كه بخواهد باشد و پس از آن دیگر مسئلهای در كار نیست و پرونده انسان برای همیشه بسته خواهد شد. اگر به این كیفیت است امّا و سؤال در اینجا خیلی بهوجود میآید. چرا در اینجا اینطور است؟ چرا در آنجا آنطور است؟ چرا در اینجا ظلم شده؟ چرا در آنجا اجحاف شده چرا در آنجا حق به این كیفیت داده شده؟ چرا در آنجا مسئله به این كیفیت مطرح شده؟ چرا در آنجا خدا جانب او را گرفته؟! اینها برای این است كه زندگی فقط منحصر است در همین دنیا و بر اساس یك محدودیت خاص. اما اگر ما احكام اسلام را برای رسیدن به آن نقطه بدانیم، دیگر در اینجا نمیتوانیم بعضی از آن احكام را بپذیریم و بعضی را رد كنیم؛ چون تمام احكام اسلام و قوانین در مجموعه یك جریان میگنجد و همه آنها در زیرمجموعه یك اصل و یك هدف قرار دارد و آن رسیدن به نقطه كمال است، رسیدن به آخرین مرتبه از كمال است. حال هر چقدر كه انسان نسبت به این مسئله پایبندتر باشد نتیجه بیشتر میگیرد. هرچه بیشتر انسان نسبت به این مسئله مقیدتر باشد، نتیجه بیشتر میگیرد.
ببینید ما یك احكامی داریم احكام واجب مانند: نماز و روزه و امثال ذلك. یك احكامی هم داریم احكام مستحب مانند: نوافل، مانند نماز شب، قرائت قرآن، انفاق نه انفاقهای واجب، صدقه، صدقه به فقرا دادن، صله رحم كردن، رفع حوائج از مؤمنین كردن، اینها مسائل مستحب است. معنای مستحب یعنی چه؟ یعنی فقط صرفاً یك كار تكراری و تقلیدی و یك عمل كلیشهای كه از یك طرف انشاء و امر بشود و از یك طرف هم انجام بدهند یا نه؟ عمل مستحب عبارت است از آن عملی كه پرداخت به آن عمل البته در شرایط خاص با حفظ قوانین و مقررات خاص خودش، نه اینكه حالا فرض كنید بگوییم كه چون قرآن مستحب است انسان بنشیند از صبح تا شب قرآن بخواند، بقیه مسائلش را كنار بگذارد اینطور نیست. یا اینكه انفاق مستحب است، انسان همه دارائیش را به فقرا بدهد و خودش صِفرُ الكَف (دست خالی) بنشیند نه اینطور هم نیست طبق ضوابطی را كه شرع معین كرده است، عمل به این مستحبات انسان را به آن نقطه از كمال میرسانند. لذا در روایت داریم كسی كه به مستحبی عمل كند، از آنجایی كه خدای متعال تكامل وجودی او را بر اساس یك قوانین و محدودیتها و تعریف خاصی قرار داده، به همان اندازه از عمل به آن مستحب، از آن كمال در وجود خودش حیازت میكند.

