حقیقت نفس و روح مرد و زن
4ما حصل مسئله این است كه آنچه را ما در مرد به عنوان قوه فاعلی و عمل كننده دارای صفات فاعلیت مییابیم مربوط میشود به عوالمی پس از ملكوت، و آنچه را كه ما در زن به عنوان لطافت و ظرافت و قبول كننده و جنبه انفعالی مییابیم مربوط میشود به شاكله و خصوصیات زن پس از عوالم ملكوت. اما از جهت ملكوت به بالا چون نفس و روح انسان دیگر صورت ندارد، هر دوی اینها از یك منبع و از یك ریشه جدا میشود و به مراتب پایین نزول میكند. روی این جهت از آنجا كه احكام و دستورات اسلام دستوراتی است برای رساندن انسان به نقاط كمالی خود، نه صرفاً پرداختن به مسائل ظاهری و رتق و فتق امور دنیوی، احكام اسلام بر اساس رسیدن بشر به آن نقطه پیریزی شده.
اگر در یك مؤسسهای بخواهند ساختمانی بنا كنند، اول امكانات آن مؤسسه را در نظر میگیرند. مسائلی كه در آن مؤسسه و اداره میگذرد در نظر میگیرند. محدودهوسعت عملكرد آن مؤسسه را در نظر میگیرند. بر آن اساس مقدار اطاقها، مقدار هالها، مقدار پلهها، مقدار طبقات ارزشیابی میشود و آن پایه و اساسی كه در پایین ریخته میشود بر اساس همان مقدار امكاناتی قرار داده میشود كه از این مؤسسه مورد نظر است. یك مؤسسه عظیم و طویلی كه احتیاج به هزار اطاق دارد و احتیاج به بیست یا سی یا چهل یا پنجاه طبقه ساختمان دارد، وقتیكه میخواهند پیریزی كنند، نمیآیند برای آن یك پیریزی كنند كه دو طبقه بر او بنا بشود یا سه طبقه، آن زمینهای را كه آماده میكنند آن زمینه، زمینه پنجاه طبقه است. آهنهایی را كه در نظر میگیرند برای پنجاه طبقه قرار میدهند. آن آهنهایی كه برای یك ساختمان پنجاه طبقه است با آهنهایی كه الآن برای این سقف در نظر گرفتند فرق میكند. قوانین و مقرارتی كه در شاكله این ساختمان به كار برده میشود، آن قوانین برای رسیدن به این مقصود است. آن قوانین برای رسیدن به یك ساختمان پنجاه طبقه است نه یك ساختمان دو طبقه.

