ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
6زن وقتیكه در مقام اطاعت از شوهر است باید بداند كه این اطاعت از شوهر به خاطر خدا است كه دارد این موهبت و نعمت را نصیب او میكند، نه به خاطر اینكه اطاعت از شوهر میكند چون شوهرش را دوست دارد. پس اگر روزی او را دوست نداشت دیگر اطاعت خبری نیست ظاهراً هم همینطور است! یا اینكه حالا مرد برای عائله خودش به زنش محبّت میكند، باید بداند كه این محبّت بر اساس روابط و تكالیفی است كه خدای متعال تنظیم كرده، نه براساس علاقهای كه به همدیگر دارند. بعداً خواهد آمد كه علاقه این دو به همدیگر چه نقش اساسی در حركت تكاملی و در سرعت یافتن سیر تكاملی هر دو میتواند ایفاء كند.
امّا نقش اوّل را ایمان تشكیل میدهد؛ یعنی وقتیكه مرد به زن محبّت میكند، زن را تربیت میكند، وسائل آسایش و تربیت او را فراهم میكند، او را به خود وا نمیگذارد كه با هر كسی ارتباط داشته باشد، به هر جاییكه میخواهد تلفن بزند، با هر كسیكه دلش میخواهد صحبت بكند، با هر فردی كه میخواهد روابط دوستانه برقرار بكند، این مرد باید بداند كه این عملی را كه انجام میدهد براساس تكلیف الهی است نه بر اساس علاقه، علاقه یك روز هست، یك روز كم میشود، بالاخره بشر است دیگر، امروز فرض كنید كه در اینجا خسته است مرد از سر كار برمیگردد و چِك او برمیگردد و ... از این چیزها كه در این دوره و زمانه خیلی اتفاق میافتد مشتری میآید و داد و بیداد میكند، در كوچه چه میشود و وارد خانه میشود: آی تو فلان، آی تو فلان، میزند كاسه كوزه را ...
نكته مهم در اینجا این است كه در این حال خوب توجه كنید! در این حال باید طرفین به تكالیفشان عمل كنند نه وقتیكه دارند به همدیگر میخندند، در آنجا هنر نیست. شما اگر به یك فرد در خیابان هم بخندید، آن هم به شما یك لبخند میزند، او برنمیگردد یكی توی گوش شما بزند. مهم این است كه انسان در اوقاتی كه در آن اوقات، نفس برای تمرّد مجال پیدا میكند، نفس برای سركشی موقعیت پیدا میكند، نفس برای انحراف جای مناسب پیدا میكند، آنجا بایستی به مسئولیتت عمل بكنی، این اعتماد میآورد، و الا سر سفره حلوا نشستن كه هنر نیست، خندیدن در وقت با هم خوش بودن كه هنر نیست. هنر اینجاست كه طرفین احساس كنند به آن وظایفی كه خدای متعال [فرموده عمل كردند] این را میگویند ایمان باللَه، این ایمان در اینجا میآید. و الّا اگر ایمان نباشد امروز ما با هم قهر میكنیم من میروم پی كار خودم، این میرود پی كار خودش، دیگر چه میماند؟ امروز با هم آشتی فردا با هم فلان، هر كسی برود مسئله خودش را انجام بدهد دیگر چه میماند؟

