ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
بحث ما راجع به كیفیت ارتباط خانوادگی و نحوه زندگی خداپسندانه و مورد رضای اسلام در روابط بین زن و شوهر قرار داشت. مختصری از مطالب گذشته بهنحو اجمال و مرور این است كه خدای متعال مرد را به واسطه جنبه فاعلی كه دارد، دارای خصوصیاتی مطابق با تكلیف و تعهدی كه بر عهده او گذاشته شده است قرار داده است. و زن را به خاطر جنبه انفعالی كه دارد، خصوصیات و صفاتی مطابق با تعهد و مسئولیتی كه نظام خلقت بر عهده او گذاشته قرار داده است. هركدام از این دو اگر جای خود را با دیگری عوض كنند نه تنها در نظام احسنِ تربیت و در نظام تكاملی مُجتمَع و تمدن انسانی فساد بار میآید بلكه برای رسیدن به تكامل خود آن اشخاص هم موانع جدی بوجود میآید.
روی این جهت بحث به اینجا رسید كه بسیاری از افراد مطلب را از نقطه نظر عالم كثرت و از نقطه نظر توجه به ظاهر نگاه كردهاند و مطالبی خلاف آنچه كه خدای متعال در وجود زن و مرد قرار داده است بیان كردهاند؛ گروهی زن را حتی از دائره انسانیت خارج كرده و او را پایینتر از مرتبه انسان قرار دادهاند. گروهی هم پا را فراتر از حد اعتدال و اقتصاد قرار دادهاند و در مرتبه افراط به آن حد پیشروی كردند كه مقام و موقعیت و استعدادهای زن را فراتر از استعدادهای مرد شمردند. عقل زن را بالاتر از عقل مرد و ایمان زن را بالاتر از ایمان مرد و خصوصیات اخلاقی و تكوینی او را فراتر از مرد بحساب آوردند. به نظر میرسد اینگونه افراد عالماً و عامداً و مغرضاً این مطالب را مطرح كردند؛ چون هیچكس نمیتواند با ذهنی صاف و بدون غلّوغش و بدون غرض و مرض این مطلب را به این كیفیت بیان كند و در این مسئله جای شكی نیست.

