
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
8این نیرویی كه خداوند در انسان قرار داده است بدون احتیاج به هیچ پیغمبری و به هیچ مرشدی و به هیچ راهنمایی شخصی، عقل میآید حكم میكند كه انسان باید خود را با واقع و با نفسالأمر تطبیق بدهد. این طور نیست؟ انسان نباید دروغ بگوید. مسیحی همین حكم را میكند، یهودی همین حكم را میكند، كمونیست همین حكم را میكند، تمام افراد در وجود خودشان در آن توان اوّلی و در آن قوه و ملكه اوّلی برای تشخیص قضایا همه به یك نكته میرسند و آن حقانیت صدق و حقیت راستی و راستگویی است. این میشود عقل نظری.
پس عقل نظری برخلاف گفته بعضی كه صرفاً آن را در روابط بین قضایا و مسائل منطقی میدانند عبارت است از كیفیت شناخت و واقع قضایا كه این در همه موجود است و در این مسئله شكی نیست. هیچ شك و شبههای نیست كه از این نقطه نظر بین زن و مرد فرقی نیست؛ یعنی همانطوری كه یك مرد میتواند عقل خود را به كار بیاندازد و به واقعیت مسئله پی ببرد، به ارزشها اطّلاع پیدا كند، به مطالب كلّی برسد، به ملاكات برسد به آنچه را كه در عالم وجود واقعیت دارد برسد، زن هم میتواند به همین مطالب برسد در این مسئله فرقی نیست.
البته همانطوری كه ممكن است بین مردها در این مسئله اختلاف در توان و قدرت عقلی باشد، به عبارت دیگر برای رسیدن به یك مسئله ممكن است یك شخصی در یك دقیقه برسد ممكن است یك شخصی در دو ساعت فكر كردن برسد، بین زنها هم همین طور است. از این نقطه نظر ما نمیتوانیم بگوییم كه مردان بر زنان بواسطه این مسئله ترجیح دارند. الآن در رأس بسیاری از مراتب علوم مختلفه امروزی زنان هستند، حتی در بسیاری از علوم زنان بر مردان پیشی میگیرند، در بسیاری از مسائل مثل ریاضی، شیمی و امثال ذلك و علوم تجربی و غیر تجربی. عقل دارد فكر دارد مطالعه میكند زحمت میكشد، ممكن است از بسیاری از مردان هم جلو بزند. ممكن است در بعضی از كلاسها دختران از نقطه نظر مرتبه آموزشی بر مرد تقدّم داشته باشند این یك چیزی است كه مورد مُشاهَدِ ماست. پس معلوم میشود كه از نقطه نظر فهم و ادراك واقع و ارزشها نسبت به این مطلب تفاوتی نیست و مقصود از كلام امیرالمؤمنین كه میفرماید: وَاعلَمُوا انَّ النِّساء نَواقِصُ الْعُقُول1 زنان دارای عقل پایینتر و ضعیفتر از مرد هستند، ناقصالعقول هستند، این قسم اوّل از عقل نظری نیست. چون همانطوری كه در خود زنان این مراتب مختلفه در عقل وجود دارد در مردها هم وجود دارد. یك كسی به یك مطلب زود میرسد یك كسی دیرتر میرسد. یك حكیم كه مغز او با تمرین نسبت به مطالب كلی آموخته شده طبعاً كشف مسائل مشكل و بهعبارت دیگر كشف قضایای نظری و یا تصوّرات نظری برای او بسیار آسانتر است از افراد عادی كه از مسائل كلی و مطالب غامض چندان اطّلاعی ندارند. آنها هم اگر در همین مسائل باشند به اینها میرسند.
- ١. نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ١٢٩، خطبه ٧٦: معاشر الناس إنّ النساء نواقص الإيمان نواقص الحُظُوظ نواقص العقول.
