در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان‏

14857
عنوان بصری
نسخه عربی

شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان‏

5
  • متأسفانه در بسیاری از افراد حتی علمای ما این مطلب و قضیه موجود بود كه دیدگاه آنها نسبت به شخصیت زن با دیدگاه اسلام و نگرش عارفانه كه عبارت است از همان نگرش واقع بینانه به نظام عالم تكوین و به تبع او به نظام عالم تشریع، آن دیدگاه نمی‌توانست دیدگاه صحیحی باشد. در مقابل افرادی جنبه افراط را نسبت به این مسئله پیمودند و مطلب را تا آنجا بردند كه حتی از نقطه نظر خصوصیات عالم تكوین قائل به رجحان و افضلیت نظام خَلقی زن نسبت به مرد شدند؛ من در بعضی از نوشته‌ها می‌خواندم كه ایشان یكی از ادله متقنِ رجحانِ عقلِ زن بر عقل مرد را بلوغ زن در نُه سالگی قرار داده بود كه چون فرض كنید كه دختر در نه سالگی بالغ می‌شود و دین و تكلیف طبعاً به بلوغ عقلی تعلق می‌گیرد، پس بنابراین باید عقل دختر در نه سالگی كامل‌تر از عقل پسر باشد!

  • این مسئله اوّلًا در خود بلوغ محل حرف است كه بلوغ در نه سالگی نیست بلكه بلوغ دختران در بین سیزده و چهارده سالگی هست و این بلوغی كه در اینجا هست آن حالت الزام والدین را نسبت به انجام تكالیف به بچّه دارد؛ یعنی در واقع بلوغ برای دختر نیست. این سن و رسیدن به این مرتبه الزام می‌كند كه والدین‌نسبت به انجام تكالیف یك‌قدری رعایت بیشتری را بكنند. صرف نظر از اینكه این مسئله مربوط به این است آنچه كه مورد مُشاهَدِ ماست این است كه بین دختر نه ساله و پسر نه ساله فرقی نمی‌كند، هر دوی اینها باید بروند عروسك بازی بكنند، حالا یكی توپ بازی می‌كند یكی باید برود به همین مسائل بچگانه بپردازد.

  • آیا ما می‌توانیم بگوییم كه یك دختر نه ساله شما دختر نه ساله دارید یا نه؟ اصلًا ما می‌گوییم نُه ساله نه، ده ساله یازده ساله دوازده ساله، سه سال هم ما اضافه می‌كنیم. یك دختر یازده ساله اگر یك جرمی مرتكب بشود دادگاه او را محكوم می‌كند و به مجازات و كیفر می‌رساند؟! این كار را دیگر بقّال محل هم جنون می‌داند چه برسد به فاعل حكیم و خداوند حكیم علی‌الاطلاق كه تمام كار او و تمام تكالیف او بر اساس حكمت است. یك آدم خُل هم حتی نمی‌آید این كار را انجام بدهد كه بیاید یك دختر نه ساله ده ساله را فرض كنید كه جرمی مرتكب بشود، خطایی از او سر بزند، سنگی بیندازد به یكی بخورد آن هم بگویند حالا باید قصاص كرد یك سنگ هم تو سر این زد. یا اینكه من‌باب‌مثال ضربه‌ای وارد بكند به یك شخصی بگوییم كه در مقام قصاص باید این كار را كرد. یا اینكه از این مهم‌تر اگر نمازش ترك بشود و با این حال از دنیا برود باید بگوییم مستوجب عقاب است و خدا او را عقاب می‌كند او را به جهنّم می‌برد، چون دیشب نماز نخواندی؟ این است؟! شما این خدا را قبول دارید؟