
حقیقت عقل عملى و نظرى و تفسیر كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بر طبق آن
حقیقت عقل عملى و نظرى و تفسیر كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بر طبق آن
7بعضیها آمدند اینطور میگویند از آن طرف دیه نباید نصف دیه مرد باشد آن هم دیه را كامل میكنیم و دیگر تمام، پس بنابراین دیه زن و مرد را هم حل كردیم این هم یك شاخهاش را قطع كردیم. بسیار خوب این احكام اصلی بود كه فرمود: حَلالُ مُحَمَّدٍ حَلَالُ الى يومِ القِيامَة وَ حَرامُ مُحَمَّدٍ حَرامُ الَى يومِ الْقِيامَة1؛ حلال پیغمبر تا روز قیامت است و حرام تا روز قیامت است. پیغمبر زبان نداشت بگوید كه این دیه در آخر الزمان میشود مساوی، نمیتوانست این حرف را بزند؟ بعد هم میآیند سراغ یك مسائل دیگر بله، بالأخره دیه غیر مسلمان كه یك دوازدهم دیه یك مسلمان باید باشد امروز هم نمیسازد و به اسلام هم اشكال میكنند، دیه غیر مسلمان مسیح و نصرانی را هم میآییم مثل دیه مسلمان میكنیم این هم یك شاخهاش را هم قطع میكنیم، بسیار خب این هم از این، دیگر چه ماند؟ احكام مربوط به روابط خانوادگی؛ بله چه كسی گفته آقا در زندگی باید اشتراك باشد اشتراك در عمل باشد اشتراك در مشورت باشد هر دو باید مشورت كنند هر دو بار زندگی را بردارند هر دو زندگی را بگردانند اطاعت زن از شوهر هم مربوط به دویست هزار سال پیش است زمان عصر حجر است امروزه دیگر باید از آن ... صد رحمت كه نگفتند مرد باید از زن اطاعت كند حالا آن هم میرسد فردا نوبت آن هم میرسد! خیلی خب پس این احكام هم همه میرود كنار این هم بسیار خب. دیگر مسائل مربوط به اعتقادات و معارف یكی یكی آنها را هم قطع میكنیم چه میماند؟ میشود همان شیر بی یال و بی دم و اشكم ... یك هیكلی فقط باقی میماند و با قوانین ساختگی و پرداختگی و من درآوردی و عروسكوار و بَزك كرده، مغز خراب بنی آدم و بشر این میشود اسلام.
در غرب اینطور هست منافاتی هم ندارد؛ یك عده جمع میشوند یكدفعه میروند در یك رستورانی یا میروند در یك سمیناری یا جای دیگر حالا دیگر هر جایی كه بهتر باشد میگویند" آقایان ما میخواهیم یك دین وضع كنیم نظر شما چیست؟" راجع به اینجا نظرات را جمع آوری میكنند فردا یك دین در میآید ما این هستیم نه مسیحیت، نه اسلام، نه بودا، نه یهودی، دین درست میكنیم اگر اینطور باشد بسیار خب دیگر مشكلی نداریم. هستها گروههایی اینطوری هستند و دینهای من درآوردی كه مثل قارچ هر روز از روی زمین در میآید اینها موجود است. ولی بالأخره اینها را باید به خود آنها واگذار كرد.
- ١. اصول كافى، ج ١، ص ٥٨.
