در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عقل عملى و نظرى و تفسیر كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بر طبق آن‏

14647
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت عقل عملى و نظرى و تفسیر كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بر طبق آن‏

5
  • این مسئله چقدر خوب است، یك مرتبه ظاهراً سابقاً به این مسئله تذكّر دادم كه همیشه ما در حدود فهم و توانمان صحبت كنیم. خدا رحمت كند یكی از همین افراد و اطبّا كه ما سابقاً به ایشان مراجعه می‌كردیم مرحوم دكتر مهدی آذر بود ایشان از اطبّا داخلی و بسیار متخصّص در ایران و در طهران بود، راجع به مسائل‌داخلی ما به ایشان مراجعه می‌كردیم یك روش و سیره و كار پسندیده ایشان این بود وقتی كه تشخیص نمی‌داد می‌گفت: آقا بنده نمی‌فهمم. دیگر مریض را این‌قدر نمی‌چرخاند. خیلی‌ها هستند وقتی كه مریض می‌رود حالا نمی‌فهمد. ما در همین سفر مشهد ناراحتی و تب پیدا كردیم بعضی‌ها می‌گفتند كه تب آلمانی است، بعضی‌ها می‌گفتند افغانی، بعضی‌ها می‌گفتند كجاست. یكی از دوستانمان در مشهد دكتر بیرجندی خدا حفظش كند كه جراح و متخصص مغز و اعصاب و رئیس بخش بیمارستان قائم هست منزل ما آمده بود. گفتم: آقا این قضیه افغانی چیست؟

  • گفت: آقا چیه، یكی نمی‌فهمد می‌گوید افغانی است، می‌گوید آلمانی است می‌گوید هندی است. مریض مریض است آنفولانزا است دیگر، اینكه دیگر مسئله‌ای نیست. حالا مریض می‌رود یك جا، دو سه تا اصطلاح بكار می‌برند و گیجش می‌كنند، بگو آقا نمی‌فهمم برو یك جای دیگر، به كس دیگری مراجعه بكن.

  • ایشان دكتر آذر این‌طور نبود؛ وقتی‌كه نمی‌فهمید می‌گفت: آقا بنده نفهمیدم. مریضمی‌گفت چكار كنم؟ می‌گفت: من چه می‌دانم چكار كنی، برو پیش هركه می‌خواهی بروی. اوّل متخصص داخلی بود در همان زمان من یادم هست چند نفر در ایران بودند كه از نظر داخلی همیشه اینها مطرح بودند، یكی ایشان بود ولی این‌قدر صادقانه برخورد می‌كرد كه وقتی مریض به او مراجعه می‌كرد به او اعتماد می‌كرد، با اطمینان می‌رفت و چقدر خوب است همه در این مسئله این‌طور باشند.

  • ما در ارتباط با مطالب توان خود را داشته باشیم، یك مطلبی را نمی‌دانیم خب نمی‌دانیم. ولی حالا برای این مسئله چون یا فهم ما نمی‌رسد یا اینكه نه فهم ما می‌رسد مسائل دیگری خدایی نكرده در این زمینه موجود است، گاهی بیاییم و بگوییم كه این روایات سند ندارد، این مطالبی كه در نهج البلاغه هست سند ندارد، اخیراً هم حتی من شنیدم كه بعضی از افراد این مطالب را مطرح كردند كه چه كسی گفته اینها سند دارند؟ خب شخصی كه تو داری این حرفها را می‌زنید چطور سایر مطالب نهج البلاغه را خودت نقل می‌كنی ولی به اینجا كه می‌رسد سند ندارد؟ این هم كه همان عبارت است. گیرم بر اینكه اینجا سند ندارد روایاتی كه از سایر ائمّه در این مورد در متون ما و در كتابها و مجامع روایی ما آمده آنها را چه می‌گویید؟ روایتی كه آمده است: اگر سجده كردن بر غیر خدا جایز باشد به زنان امّتم امر می‌كردم كه بر مردان سجده كنند1 چه می‌گویید؟ آخر چشم را بستن و همین‌طور رد كردن و اینها آسان است امّا فردایی هم در كار است.

    1. ١-« ... فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا رَأَيْنَا أُنَاساً يَسْجُدُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: لَوْ أَمَرْتُ أَحَداً أَنْ يَسْجُدَ لِأَحَدٍ لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا»؛ الكافى، ج ٥، ص ٥٠٨