
حقیقت عقل عملى و نظرى و تفسیر كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بر طبق آن
حقیقت عقل عملى و نظرى و تفسیر كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بر طبق آن
4سخن خدا و سخن رسول خدا و سخن قرآن با افرادی است كه به دنبال دریافت مطلباند، نه به دنبال انكار كردن و نق نق زدن و خود را از زیر بار مسئولیت رهانیدن و به یك نحوی اشكال وارد كردن تا بتوانند راحت بگردند، تا بتوانند راحت زندگی كنند، تا بتوانند راحت به هر كیفیتی كه هست خود را بیارایند بله!
بنابر اعتقاد آنها زندگیای، زندگی است كه قوانین جنگل در آن حاكم باشد و ما را با آنها صحبتی نیست. صحبت با افرادی است كه میخواهند عقلایی زندگی كنند به دنبال دریافت مطلب باشند مسئله را از دیدگاه خود بررسی كنند و خود را به آن كمال نزدیك كنند هركسی هست بسم اللَه، مطلب بر این اساس باید دور بزند. امّا اینكه ما حالا بیاییم به خاطر یك مسئلهای، به خاطر یك موقعیتی، جلب افرادی و به خاطر تثبیت موقعیت خود شاخههای درخت دین را آن مقداری كه با افكار عامیانه سازگاری ندارد هی قطع و قیچی كنیم و به هرجا كه میرسیم از نادانی خود به نفع آنها از مبانی عقبنشینی كنیم این یك مسئله قابل پذیرش و قابل قبولی نخواهد بود.
چه اشكال دارد نسبت به بعضی از مسائل ...، مگر قرار بر این است كه ما همه مطالب را بدانیم؟ مگر قرار بر این است كه انسان به تمام رموز برسد؟ انشاءاللَه در صحبتهایی كه راجع به این زمینه خواهیم كرد بهطوركلّی مسئله را سوای دیدگاه شرعی مورد بحث قرار میدهیم، اصلًا كاری به شرع نداریم كاری به دین نداریم، كاری به روایات و متونی كه از ائمّه علیهم السّلام راجع به این مسئله آمده نداریم. خارج از این محیط مطلب را بحث میكنیم و بعد میبینیم آنها راجع به این قضیه چه گفتهاند. مسئله اصلًا مربوط به دین نیست.
حالا صرف نظر از این قضیه مگر قرار بر این است كه ما همه چیز را بدانیم و از سرّ و رمز هر چیزی اطّلاع پیدا كنیم؛ چرا نماز صبح دو ركعت است و نماز ظهر چهار ركعت؟ چه كسی دلیلش را میداند؟ چه كسی دلیلش را میداند؟ چرا خدا آمده گفته كه برای زن در صورتی كه آن میت ورّاثی و فرزندانی دارد یك هشتم و اگر ندارد یك چهارم است. چرا نگفته یك ششم و یك دوم؟ از این چراها و امثال ذلك هزاران چرا در احكام شرع هست و وظیفه یك بنده این نیست كه به اینگونه مطالب برسد. چطور اینكه راجع به امور دنیوی و رتق و فتق مسائل دنیوی هم مسئله از همین باب است؛ در یك نظام اداری فردی را مسئول یك كار میكنند، فرد دیگر را مسئول انجام آن كار میكنند: شما دم در بایست، شما این كار را انجام بده، سر این ساعت شروع بشود سر این ساعت ختم بشود. بر این اساس یك قوانینی را قرار میدهند برای اینكه این نظام اداری بگردد، حالا اگر یك كسی بگوید چرا مرا جای آن نمیگذارید؟ چرا این را به من میگویید؟ دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود، دیگر نظام مختل میشود.
