بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
8از نقطه نظر انفاق هم بالأخره زن میرود در بیرون كار انجام میدهد یا اینكه از پیش خود مالی دارد و مرد هم تمكن ندارد یا اینكه مریض است و نمیتواند كار انجام بدهد مخارج مرد را زن تقبّل میكند، دیگر در این صورت آن اطاعتی كه مترتب بر انفاق و بر تفضیل بود باید آن اطاعت برعكس بشود! یعنی از این دفعه مرد كه از میخواهد از خانه بیرون بیاید باید با اجازه خانم باشد چون ایشان انفاق میكنند! و بقیه چیزهایی كه خودتان بهتر میدانید و همینطور راجع به میهمان آوردن و حدود و ثغوری كه در شرع برای رعایت حقوق زوجیت و زن و مرد قرار گرفتند همه اینها باید بر عكس شود! طبق فتوا و طبق توجیه و تفسیری كه ایشان میفرماید! واقعاً یك چیزی است كه خود شما هم دارید میخندید؛ یعنی این دیگر نیاز به تفسیر ندارد، این قلب یك واقعیت است یك واقعیتی كه در اسلام آمده و اطاعت زن را از شوهر ـ همانطوری كه بعداً بیان میكنیم ـ با آن همه تأكیدات بیان بكند آیا یك همچنین واقعیتی وجود نداشته كه دویست و پنجاه سال ائمه بیایند یك كلام بگویند كه: اگر زن نفقه شوهر را بپردازد آن حقوقی كه بر عهده زن است آن حقوق تبدیل میشود بر حقوقی كه بر عهده مرد است! دیگر از این دفعه باید با اجازه ایشان میهمان به منزل بیاورد، با اجازه ایشان از خانه برود بیرون، سایر مسائل همه با اجازه ایشان انجام بگیرد این مسئله واقعاً سخریه است، مسخره است و این خروج از واقعیات است و تبدیل دین است. التفات كردید؟!
ما اتفاقاً راجع به این قضیه صحبت میكردیم و مطلب را یك قدری پایین آوردیم، پایین آوردیم تا اینكه شاید بعضی از افراد آن مصداق مؤلّف را تشخیص دادند كه چه شخصی است و چه كتابی نوشته است. مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ ظاهراً فردای این قضیه بود ـ چون ایشان دیگر در اواخر عمر وقتیكه در منزل دوستان جلسات روضه دهگی بود بخاطر اینكه حالشان مساعد نبود هر ده روز را شركت نمیكردند، یك روزش را شركت میكردند. اتفاقاً در آن روزی كه ایشان شركت كردند ما مطلب دیگری میگفتیم ولی هر روز كه ما صحبت میكردیم نوار را برای ایشان میبردند و ایشان هم گوش میدادند و مطالبی را كه به نظرشان میرسید به ما تذكر میدادند ـ فردا كه ما در خدمت ایشان مراجعت كردیم ایشان گفتند: فلانی شما دیروز راجع به این قضیه صحبت كردی و بسیار خوب بود، ولی چرا مطلب را این قدر پایین آوردی تا اینكه مصداق را بعضیها متوجه شدند كه مثلًا چه كسی یك همچنین مطلبی را گفته؟ من به ایشان گفتم: اولًا شخصی كه یك كتابی را مینویسد این دیگر خودش دارد معرفی میكند، این دیگر نیازی نیست كه حالا من بخواهم بگویم یا نگویم خود شخص دارد كتاب مینویسد و اسم خودش را مینویسد این دیگر اشكالی بر من متوجه نیست. ثانیاً اگر من این مطالب را پایین نیاورم بعضیها در همان مطالب كلّی اگر گفته باشد تشكیك میكنند و با هزار توجیه نمیخواهند بپذیرند و مطلب را آنطور كه بایدوشاید بر مصادیق منطبق كنند این مطلب را بر سایر موارد حمل میكنند و منظور از این صحبت برآورده نمیشود ـ این نكته برای من در اینجا مورد دقّت است ـ ایشان فرمودند: فلانی تو مطلبی را كه میخواهی بگویی به صورت كلّی بیان كن ـ نكتهای كه ایشان اینجا فرمودند این بود ـ آن كسی كه خداوند در او استعداد و نور قرار داده و قرار است كه بفهمد میفهمد ولو با همان مطلب كلّی و آن كسی كه نباید بفهمد اگر هزار مرتبه مصداق هم تعیین كنی او مطلب را نخواهد فهمید. تو مطلب را پایین نیاور تو در همان مصادیق كلّی و مبانی كلّی مطلب را بگو؛ یعنی بعضیها در این دنیا نمیخواهند مطلب را بفهمند این منظور است. نه بعضیها خیلیها، خیلیها در این دنیا مسلمانند ولی نمیخواهند بفهمند!

